فرنود حسنی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ فرنود حسنی
آرشیو وبلاگ
      مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات (IT Management)
شکل گیری مفهوم جدیدی از اسپانسری ورزشی در حمایت بانک سامان از والیبال ملی نویسنده: فرنود حسنی - پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٤

یکی از مشکلات اساسی و عمده ورزش کشور کمبود منابع مالی است و این مشکل به ویژه در سطح ورزش های قهرمانی و تیمی جلوه بیشتری پیدا می کند. فدراسیون والیبال هم مانند بسیاری از فدراسیون های کشور از این قاعده مستثنی نیست و طبیعتا به دلیل ضرورت پرداختن حرفه ای به فرآیندهای اجرایی و آماده سازی چندین تیم در رده های سنتی مختلف و برنامه‌ریزی های بلند مدت در بسیاری از امور هزینه ای خود دغدغه و مشکلات بسیاری را پیش رو داشت.

با آغاز همکاری گسترده بانک سامان و فدراسیون والیبال ایران از سال 1392 که بر مبنای اهدافی روشن و بلند شکل گرفت بانک سامان توانست با استفاده از ظرفیت های اقتصادی خود زمینه ساز ایجاد یک جریان رو به رشد و توام با موفقیت در والیبال باشد. در واقع بزرگترین دستاورد این حمایت همه جانبه را می توان در ایجاد توان و ظرفیت برنامه ریزی دراز مدت از سوی فدراسیون عنوان کرد که مهمترین مساله آن عدم وجود دغدغه مالی از سوی سیاستگذاران فدراسیون بود.

اسپانسری ورزشی در ایران سابقه زیادی دارد و بسیاری از بنگاه ها و شرکت های تجاری با درج نشان تجاری خود روی پیراهن تیم های ورزشی مختلف تلاش می کنند برای برند یا محصول خود را در اذهان عمومی جایگاه سازی کنند در این شیوه تبلیغ مستقیم بنگاه تجاری صرفا از پیراهن تیم ورزشی به عنوان یک ابزار تبلیغاتی استفاده می‌کند و هیچ ارتباط و تعاملی بین دو طرف برقرار نمی شود. اینگونه همکاری‌ها بر مبنای اهداف تجاری شکل می‌گیرند، اما تجربه حمایت بانک سامان از فدراسیون والیبال یک نگاه متفاوت به مقوله اسپانسری ورزشی بود که منجر به تداوم این همکاری شد. بانک سامان در دوران همراهی با والیبال ملی نگاه صرف تبلیغاتی به این مقوله نداشت و تلاش کرد تا با نگاهی جامع تمامی دغدغه های مالی فدراسیون را پوشش دهد و همچنین نگاه عمومی را به ضرورت حمایت از ملی پوشان والیبال تغییر دهد به گونه ای که طبق آمارها بازی های تیم ملی ایران به یکی از پربیننده‌ترین مسابقات تبدیل شده است و محبوبیت این رشته ورزشی در ایران بسیار بالا رفته است. از دیگر رویگردهای بانک سامان در حوزه اسپانسری ورزشی تاکید بر اثربخشی کار فرهنگی برای توسعه اهداف ملی بود که بر این اساس به عنوان اولین بانک و برند ایرانی توانست به طرز دقیقی بین کمپین "اب هست ولی کم است" خود با والیبال رابطه ای جالب و مفید شکل دهد.

اگر بخواهیم چهار نقطه برجسته نسبت به این حمایت و همراهی ذکر کنیم موارد زیر قابل ارایه خواهند بود.

1-       بانک سامان علی رغم دشوای های اولیه پیش رو در کسب نتایج از توجه به نتایج مقطعی چشم پوشی کرد و با نگاه جدی به برنامه های دراز مدت و آینده نگرانه به موفقیت های پایدار امید بست.

2-      حمایت بانک سامان از فدراسیون والیبال معطوف و محدود به تیم بزرگسالان و یا دوره خاصی از بازی ها نشد و بانک سامان تمامی تیم های ملی در رده های سنی مختلف آقایان و بانوان را هدف قرار داد تا فدراسیون بتواند تمامی برنامه های توسعه زیرساخت های خود را در حوزه برگزاری اردو، دیدار تدارکاتی و مسابقات رسمی با فراغ بال انجام دهد.

3-      برای نخستین بار در تاریخ ورزش ایران یک فدراسیون توانسته است مانند تیم های هم رده خود برای مدت طولانی از نشان تجاری یک حامی معتبر مانند بانک استفاده کند و این مساله قطعا در ابعاد جهانی بر وحهه ورزش کشورمان تاثیر مثبت داشته است.

4-      بانک سامان در اوج هیجان مسابقات لیگ جهانی به جای استفاده از فرصت تبلیغاتی و به اصطلاح موج سواری روی این مساله که می توانست برایش منافع بسیاری به همراه داشته باشد با راه اندازی کمپین جدید خود به نام "پاس بده هموطن" تلاش کرد تا توجه عمومی را به سمت این موضوع معطوف کند که موفقیت تیم ورزشی صرفا با حمایت مالی میسر نمی شود و حمایت معنوی نیز در موفقیت تیم تاثیر بسیاری دارد که تاثیر این اقدام را در شبکه های اجتماعی و رسانه های مختلف و حتی مصاحبه بازیکنان تیم می توان دید.

این تجربه ای موفق برای یک بنگاه اقتصادی و یک نهاد ورزشی است و دستاوردهای حاصل در میدان مسابقه نمود و گواه این موفقیت هستند به ویژه وقتی که والیبال ملی و اقدامات حامی اش را با سایر ورزش ها و حامیان مقایسه می کنیم این دستاورد جلوه بسیار زیبایی پیدا می کند. امیدواریم این اقدام ارزشمند بانک سامان سرآغاز روشن شکل گیری فرهنگ جدیدی در حوزه اسپانسری یا حمایت ورزشی کشورمان باشد تا به امید خدا مشکلات مالی ورزش کشورمان از این طریق تا حدودی رفع شود و ورزشکاران بتوانند با خیالی آسوده به افتخارآفرینی بپردازند.

  نظرات ()
موردکاوی راهبردهای بانک سامان در عرصه مسئولیت‌های اجتماعی نویسنده: فرنود حسنی - سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٤

ورزش در دنیای امروز گذشته از مقوله توسعه سلامت و شادابی عمومی به عنوان یکی از مهمترین ابزارها در عرصه های اقتصادی و سیاسی محسوب می شود. کسب میزبانی یا ورود به مسابقات جهانی یا المپیک برای هر کشوری منافع و دستاوردهای زیادی به همراه دارد که منجر به ایجاد تعریفی نو از ورزش به نام صنعت ورزش شده است که ناخواسته با مقوله ورزش قهرمانی و حرفه‌ای گره می خورد. ناگفته پیداست که ورزش قهرمانی و دستیابی به اهداف بلند ملی و جهانی بدون حضور فعال و هدفمند بنگاه‌های اقتصادی میسر نیست. طبیعتا هر یک از بنگاه‌های اقتصادی از ورود به عرصه ورزش اهداف متعددی را دنبال می کنند که این اهداف در راستای برنامه‌های تبلیغاتی یا فعالیت های فرهنگی و اجتماعی آنهاست.

بانک سامان نیز در راستای برنامه جامع مسئولیت های اجتماعی خود و بر اساس ظرفیت ها و قابلیت های ورزش برای ارتقا نام ایران در عرصه های بین المللی همکاری با فدراسیون والیبال را محور بخشی از فعالیت های خود در این حوزه قرار داد و تلاش کرد به جای تبلیغات صرف، فدراسیون والیبال را در اجرای برنامه هایش همراهی و حمایت کند تا فدراسیون بدون دغدغه جدی در زمینه مالی بتواند به اهداف و برنامه های بلند و آینده نگرانه بپردازد.

حمایت و همراهی فدراسیون والیبال ایران تنها به تیم ملی بزرگسالان مختص نشد و به گونه ای بود که این چتر حمایتی تمامی تیم های ملی کشور را در رده های سنی مختلف پوشش دهد تا فدراسیون بتواند برنامه های زیرساختی خود برای پشتوانه سازی را نیز به خوبی پیش ببرد. این برنامه بلندمدت از سال 1392 آغاز شد و در این راستا با هماهنگی فدراسیون والیبال محور اصلی تلاش‌ها قرارگرفتن تیم ملی کشورمان روی یکی از سکوهای المپیک 2016 ریودوژانیرو تعیین شد.

 کسب موفقیت های درخشان ایران در لیگ جهانی با صعود به رده A در لیگ جهانی سرآغازی شد برای این هدف بزرگ تا نام ایران بر بلندای ورزش جهان شانه به شانه کشورهای صاحب نام این عرصه قرار گیرد و در عرصه آسیایی نیز با رقبای جدی خود فاصله بسیاری ایجاد کند.

در سال 1393 پس از اتمام فازهای مطالعاتی برنامه های بانک سامان در حوزه مسئولیت های اجتماعی بعد جدیدی یافت و بانک بر اساس دستاوردهای ملی و بین المللی حاصل از ارتقا محبوبیت والیبال در ایران و توجه عمومی به این رشته تصمیم گرفت از این ظرفیت بسیار خوب برای آگاهی رسانی این فاز جدید استفاده کند که این اقدام در قالب یک کمپین ملی و  با محوریت "آب" و با شعار "آب هست ولی کم است" از محرم همان سال آغاز شد.

بر اساس آمارهای ارایه شده از سوی نهادهای داخلی و بین المللی 85 درصد کشور ما در منطقه خشک و نیمه خشک قراردارد و با کمبود بارش ها و نزولات آسمانی مواجه است و متاسفانه این روند سال به سال سیر کاهشی و نزولی دارد. این کمپین تلاش دارد با تاکید بر چالش های مصرف نادرست آب و ارایه راه حل های ساده و کاربردی بهینه سازی الگوی مصرف آب، زمینه ارتقا فرهنگ عمومی در حوزه آب را فراهم آورد. رساندن پیام مصرف بهینه آب به مردم علاقه مند به ورزش به خصوص والیبال دوستان با شعار محوری "آب هست ولی کم است" می تواند در جلب توجه عمومی و ایجاد یک حرکت و پیام ملی برای کنترل مصرف آب در کشور موثر باشد.

بانک سامان در همین راستا با طراحی یک تندیس ویژه و تلفیق برنامه رونمایی از آن با بدرقه بازیکنان تیم ملی طی مراسمی با حضور وزرای نیرو، ورزش و جوانان، مدیران ارشد سازمان آب و فاضلاب و فدراسیون، ضمن ایجاد جلب توجه عمومی از طریق رسانه ها، این تندیس را به عنوان هدیه ویژه تیم ملی ایران معرفی کرد که  از طریق کاپیتان تیم به کاپیتان تیم های حریف اهدا خواهد شد.

این گره خوردگی بین یک مقوله محبوب ملی یعنی ورزش والیبال و یک دغدغه جدی ملی یعنی محدودیت منابع آب شرایطی را به وجود آورد تا پیام پاسداشت آب که در قالب شعار "آب هست ولی کم است" خلاصه شده است با صدایی رساتر در سطح ملی و جهانی مطرح شود و بانک سامان نیز در تداوم همین راهبرد در برنامه های آتی خود اقدامات خوبی را پیش بینی کرده است که بتواند از ظرفیت های موجود و در اختیار خود به نحو شایسته ای برای منافع ملی بهره برداری کند.

 

فرنود حسنی

رییس اداره روابط عمومی بانک سامان

 

  نظرات ()
نقش کارکنان بانک در تحقق و رشد EPS نویسنده: فرنود حسنی - دوشنبه ٩ تیر ۱۳٩۳


فرنود حسنی
farnoodhasani@gmail.com
گرمای تیر ماه توام شده با گرمای برگزاری مجامع بانکها و سهامداران بانکهای مختلف این روزها با مرور روزنامه رسمی بانکی که در آنها سهام دارند برای رفتن از مجمعی به مجمع دیگر برنامه ریزی می کنند. آنها با حضور در جلسات داغ و گاه پرتنش با دستور جلسه استماع گزارش هیات مدیره، تعیین پاداش هیات مدیره، تعیین اعضای هیات مدیره، تعیین روزنامه رسمی بیشتر از هرچیزی علاقه دارند از یک چیز مطلع شوند و آن هم سودی است که بین سهامداران تقسیم می شود. آری این بحث ها این روزها نقل محافل اقتصادی ماست. اما محور اصلی همه حدس و گمان ها در راهروهای بورس، چالشهای بالا و پایین شدن ارزش سهام، فریادهای سهامداران برخی شرکتها و لبخند برخی دیگر  برای کاهش یا افزایش سود تقسیمی در یک عبارت خلاصه می شود و آن هم عبارت EPS است.
اما این EPS چیست که تا این حد با اهمیت است؟ چرا مدیران عامل بانکها تا این همه بر لزوم مدیریت و کنترل شاخص های عملیاتی بانک برای دستیابی به آن تاکید دارند؟ آیا پرداختن به آن مقوله ای است سطح بالا که فقط باید مدیرعامل و مدیران ارشد به آن بپردازند؟! و یا همه کارکنان بانک در دستیابی به آن نقش دارند!؟
در این مجال کوتاه قصد داریم تا با هم به بررسی اهمیت و حساسیت EPS در فرآیند مدیریت پایدار یک بانک بپردازیم و تا حد امکان نقش کارکنان بانک را برای پیشبرد این هدف مشترک بررسی کنیم.
EPS که مخفف عبارت earning per share است به زبان ساده سود قابل پرداخت به ازا هر سهم معنی می شود و یکی از آمارههای مالی بسیار مهم است. EPS   از تقسیم سود پس از کسر مالیات بانک، بر تعداد کل سهام، محاسبه میشود که نشاندهنده سودی است که بانک در یک دوره مشخص به ازای یک سهم عادی بهدست آورده است.
چرا EPS مهم است؟
هنگامی که صورت های مالی یک بانک را مطالعه کنید با صدها عدد و جدول مواجه می شوید که شاید درک آن برای شما به عنوان خریدار سهام آن مجموعه خیلی سخت باشد. اما آنچه که به عنوان یک شاخص مهم شما را برای خرید یا فروش سهام یک شرکت ترغیب می کند EPS آن است تا شما علاوه بر تحلیل روند سودآوری سهام آن مجموعه بتوانید به شاخص مقایسه ای مناسبی در میان شرکتهای مشابه دست پیدا کنید.
سود منبع اصلی تأمین جریان نقد و زایش ثروت است. تعیین سطح سود که برای مقاصد تجزیه و تحلیل مالی مربوط باشد یک فرآیند تحلیلی پیچیده است. یکی از روش های استاندارد نمودن رقم سود، تبدیل آن به مبلغ سود هر سهم می باشد. این اهمیت و حساسیت EPS باعث شده است که اولاً محاسبه و گزارش EPS واقعی و پیش بینی طبق قوانین بازار سرمایه بسیاری از کشورها الزامی شود، ثانیاً مراجع تدوین استاندارد های حسابداری نیز الزامات معینی را جهت نحوه محاسبه و افشاء آن وضع نمایند.
تعدیل EPS چیست؟
مدیران بانکها در ابتدای سال مالی با توجه به چشم انداز فعالیتهایشانEPS معینی را پیش بینی و اعلام میکنند. اما در طی سال با توجه به روند فعالیت ممکن است تغییر و اصلاح EPS  اعلام شده ضروری به نظر رسد، لذا براساس عملکرد شرکت EPS جدیدی اعلام می کنند که به آن تعدیل EPS گفته می شود.

آیا سهامداران همه سود را می گیرند؟
هر سال بانکها بخشی از سود خالص را مطابق قانون و بخشی را براساس نیاز بانک نزد خود نگهداری میکنند و مابقی را بین سهامداران تقسیم می کنند. به مقدار سودی که بانک تقسیم می کند و به طور نقدی به دست سهامدار می رسد DPS یا سود تقسیمی گفته می شود. به عبارت دیگر DPS بخشی از سود پس از کسر مالیات به ازاء هر سهم است که توسط بانک به سهام دار پرداخت می شود.

تاثیر کارکنان بانک در EPS
فارغ از تقسیم بندی های رایج در سیستم بانکی، اگر کارکنان بانک را به دو دسته استراتژیست و اجرایی تقسیم کنیم به راحتی نقش و اثرگذاری هر کدام از آنها در تحقق و یا رشد EPS قابل تشخیص و تحلیل است. همانطور که در تعریف EPS گفتیم، EPS سود قابل پرداخت به ازا هر سهم است و سود نیز حاصل کسر درآمدها از هزینه هاست. بله دو شاخص مهم درآمد و هزینه که برای یک بانکدار همانند عقربه های قطب نما عمل می کنند.
در لایه استراتژیک بانکها، معمولا هیات مدیره و هیات عامل هستند که با موقعیت سنجی و تحلیل دقیق بازار اقدام به تدوین راهبردها و برنامه های مختلف و تصمیم گیری ها و جهت گیری در برابر شرایط مختلف بازار می کنند تا بانک را در مسیر سودآوری قرار دهند و در لایه اجرایی نیز کارکنان فعال در بخش های ستادی و شعب هستند که با اجرای دقیق آن برنامه ها می توانند زمینه ساز موفقیت طرح ها و برنامه های بانک شوند. خوب فکر می کنم مساله تا حد زیادی روشن و ساده شد. به زبان ساده برای تحقق و حتی رشد EPS بانک  در هر بخش و مسئولیت و سمتی که باشیم باید بتوانیم از هزینه های غیرضروری بکاهیم و بر درآمدهای بانک بیافزاییم تا سود بیشتری عاید بانک شود. بدیهی است این سود بیشتر به هنگام تقسیم بر گروه ثابتی از سهامداران عدد بزرگتری را نمایش خواهد داد و قاعدتا دست مدیران ارشد را برای اجرای برنامه های توسعه ای باز خواهد گذاشت.
شاخص های درآمدی بانکها
دو دسته عمده از درآمد بانکها عبارتند از :
1- درآمد عملیاتی
این نوع درآمد از مابهالتفاوت نرخ سود پرداختی به سپرده گذاران و نرخ سود دریافتی از پرداخت تسهیلات بهدست میآید، باتوجه به وظیفه مهم بانکها (جمعآوری وجوه و توزیع آن در قالب تسهیلات)، درآمد حاصل از مابهالتفاوت نرخ سود از منابع اصلی درآمدی آنها محسوب میشود. این نوع درآمد از فعالیت اصلی و اساسی بانک که همان واسطهگری وجوه است، نشأت میگیرد که طبیعتا در صورت تلاش کارکنان بانک ها برای جمع آوری سپرده های ارزان قیمت مانند افزایش منابع سپرده های جاری امکان افزایش درآمدهای بانک از این حوزه را فراهم می شود و همچنین بازاریابی دقیق و مناسب برای ارایه تسهیلات از طریق شعب می تواند به عنوان شاخص درآمدی سنجیده شود و البته که مدیران ارشد بانک ها نیز موظف هستند با تدوین استراتژی هایی دقیق برای تولید محصولات جدید زمینه رشد فروش خدمات تسهیلاتی را فراهم کنند.
 
2- درآمدهای کارمزدی(غیرمشاع)
تلاش کارکنان بانک ها برای فروش خدماتی که منجر به دریافت کارمزد و  ایجاد درآمدهای غیرمشاع بانکی می شود زمینه ساز درآمدزایی بسیار خوبی برای بانک هاست که باعث ارتقا سودآوری بانک خواهد شد. کارمزدهای ناشی از عملیات خرید و فروش ارز،  گشایش، تمدید یا ابطال اعتبارات اسنادی داخلی، کارمزد ناشی از نقل و انتقال وجوه مشتریان و... از اانواع این منابع درآمدی هستند که ضمن ارزان بودنشان، بانک نیازی به بلوکه کردن بخشی از آن نزد بانک مرکزی ندارند ولذا به راحتی می تواند آن درآمد را وارد چرخه درآمدزایی خود کند.
 
شاخص های کاهش هزینه در بانکها
نقطه مقابل و کاهنده درآمد، هزینه نامیده میشود و آن عبارت است از بهای تمام شده خدماتی است که به منظور کسب درآمد، خرج شده باشد. اما اگر نیمه پرلیوان را نگاه کنیم کاهش هزینه به نوعی خود درآمد محسوب می شود. پس لازم است تا هر یک از ما به عنوان کارکنان نظام بانکی به دنبال راه کارهایی برای کاهش هزینه های بانک خود باشیم. کمک به کاهش هزینه های عملیاتی بانک که بخش مهمی از هزینه های بانک را تشکیل می دهند ابعاد مختلفی دارد که در ادامه به برخی موارد اشاره می کنیم:
1- کاهش هزینه ها از محل ایجاد  گرایش به ابزارهای الکترونیک
ترغیب مشتریان برای استفاده از خدمات بانکداری الکترونیک به جای مراجعه به شعب یکی از کارهای مهمی است که باعث می شود هزینه های عملیاتی بانک کاهش شدیدی پیدا کند و این مساله نیازمند توجه جدی تک تک همکاران شبکه بانکی است تا با ارایه آموزش های لازم به مشتریان آگاهی لازم را برای آنها ایجاد کنند.

2- کاهش هزینه های وصول مطالبات
معوق شدن تسهیلات ضمن اینکه باعث عدم دریافت سود حاصل از پرداخت تسهیلات و کاهش درآمدهای عملیاتی بانک کمک می شود منجر به ایجاد هزینه های ناشی بلوکه شدن بخشی از منابع بانک در نزد مشتریان و عدم امکان پرداخت تسهیلات به نفرات بعدی می شود منابعی که بانک بابت آنها نزد بانک مرکزی سپرده قانونی ذخیره کرده است و طبیعتاً تراکم مطالبات معوق می تواند هزینه پول را در بانک افزایش دهد. این هزینه ها قطعا با پیگیری و کنترل کارکنان بانک قابل کاهش است.

3- کاهش هزینه های جاری
هزینه های جاری و روزمره یک بانک که گاه محسابه آن بسیار سخت و دشوار می شود نیز جزو شاخص های قابل کنترل توسط کارکنان بانک ها هستند. هزینه هایی مانند کاغذ، پرینتر، تلفن، هزینه تلف شدن وقت کارمندان
 
 
 منافع تحقق و رشد EPS برای کارکنان بانک
خوب بر اساس توضیحات بالا ناگفته پیداست که تا چه حد نقش کارکنان بانک ها اعم از مدیران ارشد تا متصدیان در رسیدن به سود مطلوب مهم است اما رسیدن به این سود برای کارمندان چه منافعی دارد در حالی که در نهایت سود بین صاحبان سهام تقسیم می شود!
بدیهی است که کارکنان بانک باید برای رشد این شاخص نگاه بلند مدت و آینده نگرانه ای داشته باشند چرا که بانک با استفاده از سود انباشته است که می تواند زمینه اجرای برنامه های توسعه خود را پیش بگیرد و در مسیر رشد و ارتقا قرار گیرد که این روند باعث ارتقا مادی و سازمانی پرسنل خواهد شد.

EPS و مدل برنامه ریزی top down
در بانک هایی که بر مبنای EPS حرکت می کنند به طور روشمندی باید تمامی شاخص های هزینه ای و درآمدی بانک از عدد پیش بینی شده برای EPS نشات بگیرند و در واقع نوعی مهندسی معکوس صورت می گیرد. یعنی در ابتدای سال مالی پیش بینی می شود که بانک برای انتهای سال خود کسب چه مقدار سودی را مد نظر دارد و سپس تمام اهداف و برنامه های بانک در بخش های هزینه ای و درآمدی با آن عدد تنظیم می شود. پس طبیعی است که هرگونه سستی و کندی در دستیابی به اهداف عملیاتی قطعا مانع از دستیابی به EPS پیش بینی شده خواهد شد.
نتیجه گیری
آنچه گفته شد به خوبی نشان می دهد که تحقق EPS صرفا نه یک راهبرد کلان بلکه یک هدف عمومی برای همه کارکنان یک بانک محسوب می شود و قطعا تصمیمات مدیران ارشد و اقدامات مدیران میانی و کارکنان بانک در رسیدن به آن موثر است. از سوی دیگر مشخص شد که رسیدن به EPS هدف، بدون تحلیل و برنامه مشخص ممکن و مقدور نخواهد بود و همچنین لازم است تا همه کارکنان یک بانک با نگاهی به دو وجهه افزایش درآمدها و کاهش هزینه ها به تحقق این هدف کمک کنند و جای شکی هم نیست که رشد EPS صرفا منافع سهامداران را تامین نمی کند و می تواند در دراز مدت زیرساخت رشد و توسعه بانک و کارکنانش باشد.

  نظرات ()
روند آینده رقابت و تقسیم بازار در نظام بانکی ایران نویسنده: فرنود حسنی - جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳


فرنود حسنی
farnoodhasani@gmail.com

تا پیش از ورود بانک های خصوصی به صحنه رقابت در نظام بانکی کشور، روند حاکم بر این بخش مهم اقتصادی از دیدگاه رقابتی و توسعه بازار به دلیل نگاه و روحیه دولتی بسیار کند و بطئی بود، آنچنانکه اوج رقابت بانک‌ها برای جذب منابع در آن دوره بانکی معطوف و متمرکز بر جوایز قرض الحسنه بود و در بهترین حالت بانک‌ها سه نوع سپرده مدت دار، قرض الحسنه و جاری را به مشتریان خود پیشنهاد می‌کردند.
تاسیس بانک‌های خصوصی و ورود آرام آنها به عرصه رقابت با بانک‌هایی با قدمت 60 تا 70 سال در آن زمان توام شد با نگاه جدید آنها در خلق ارزش برای مشتریان و همین کار باعث شد تا علی رغم تمام ترس و ناآگاهی جامعه نسبت به آینده بانک‌های خصوصی در ایران، درصد محدودی از مشتریان ریسک‌پذیر و نوگرا به سوی بانک‌های خصوصی گرایش پیدا کنند و تجاربی متفاوت با بانک‌های دولتی را در شیوه رفتار کارمندان با مشتریان و دریافت خدمات کسب کنند.
شاید بتوان محور اصلی و نقش حضور 16 ساله  بانک‌های خصوصی در نظام بانکی کشور را در سه محور خلاصه کرد؛ محورهایی که در نهایت منجر به تحریک و تحرک بانک‌های دولتی در مواجه با رقبای جوانشان شد:
توسعه بستر خدمات بانکداری الکترونیکی: بانک‌های خصوصی به دلیال کمبود شعب خود از یک سو و به دلیل هم‌زمانی با روند توسعه فناوری اطلاعات در کشور تلاش کردند تا به جای محدود کردن سرمایه‌های خود برای خرید و تجهیز شعب، زیرساخت‌های بانکداری الکترونیکی مانند اینترنت بانک، پایانه های فروشکاهی و خودپردازها را توسعه دهند تا از این طریق سطح دسترس پذیری خود را در جامعه بالا ببرند.
توسعه خدمات و محصولات جدید: بانک‌های خصوصی به دلیل برخورداری از نیروهای جوان و همچنین پویایی ساختار در مقایسه با رقبای دولتی خود تلاش کردند با خلق محصولات جدید ظرفیت های جدیدی را برای مشتریان ایجاد کنند و زمینه جذب و ماندگار آنها را فراهم کنند.
بهینه سازی ساختار شعب: بانک های خصوصی سعی کردند با ایجاد تغییراتی جدی در روند دکوراسیون شعب شیوه پذیرایی و پذیرش مشتریان را تغییر دهند و این کار برای بسیاری از افرادی که از ایستادن طولانی در صف شعب بانک های دولتی خسته شده بودند جذاب و خوشایند بود.
تاکید بر سه محور مذکور تا جایی ادامه یافت که بسیاری از بانک‌های دولتی تلاش کردند تا همین روند را پیش گیرند و خود را با این تحولات منطبق کنند که از نمونه‌های موفق آن در توسعه خدمات بانکداری الکترونیکی می توان به بانک ملت اشاره کرد که با سرمایه گذاری بسیار توانست در میان رقبای خصوصی خود برای خود جایگاهی دست و پا کند.
پس از گذار بانک‌های خصوصی و دولتی از این مرحله که می توان از آن به یکسان سازی فرم خدمات رسانی بانکی یاد کرد پنج مقوله جدید به مرور شروع با خودنمایی کرد که بیشترین تاکید این روند بر محتوا و ساختار خدمات بود و در این میان برخی بانک‌ها خیلی زود آن را در پیش گرفتند و برخی دیگر هنوز برنامه جدی برای حرکت به آن سمت از خود نشان نداده اند. این روندهای تازه عبارت بودند از:

1- شیوه ارایه و کیفیت خدمات: آنچه در خصوص گرایش بانک ها در این بخش می توان گفت به تغییرات جدی در مراحل نیازسنجی، طراحی و ترویج محصولات بانکی اشاره دارد که زمینه ساز حذف و یا الکترونیکی شدن بسیاری از فرآیندها شد و همچنین تلاش شد تا خدمات مطابق با تغییرات بازار و نیاز مشتریان تدوین و تغییر یابند. در خصوص شیوه ارایه نیز بانک‌ها سرمایه گذاری بسیار زیادی برای تربیت نیروهای جوان و متخصص کردند تا بتوانند با رویکرد مشتری محوری زمینه جذب و وفاداری مشتریان را فراهم کنند.
2- ویژه‌سازی خدمات: اتفاق مثبت دیگری که در سال‌های اخیر شاهد آن هستیم توسعه روند ویژه سازی خدمات برای گروه های مختلف مشتریان بود که بانک‌ها تلاش کردند به جای طراحی محصولات عام برای مشتریان مختلف محصولات اختصاصی تولید کنند. مانند محصولاتی که امروز بانک‌ها برای گروه‌هایی مانند پزشکان و وکلا و...طراحی و ارایه می کنند تا محصول با شرایط و اقتضائات کسب و کار مشتری منطبق باشد.
3- ویژه‌سازی مشتریان: گام مهم دیگری که به تازگی رخ داده است و برخی بانک‌ها نیز اقداماتی در راستای آن آغاز کرده اند  تفکیک مشتریان بانک بر اساس ارزش و سودآوری آنها بود که در این بخش برخی بانک ها مانند بانک سامان مشتریان حقیقی خود را به گروه‌های ویژه و خاص و مشتریان حقوقی خود را به گروه های خرد و متوسط و کلان تقسیم کردند. همچنین برخی بانک های دیگر مانند اقتصاد نوین، آینده نیز چنین تفکیک‌هایی را برای مشتریان خود قائل شده‌اند.
4- خدمات ارزش‌افزوده: برخی بانک ها با خلق خدمات ارزش افزوده سعی دارند خدمات خود را فراتر از خدمات بانکی توسعه دهند که در این میان یکی از بانک های موفق بانک سامان است که با راه اندازی مرکز رزرو خدمات سرویس هایی مانند رزرو پرواز، ترانسفر فرودگاهی و شبکه تخفیف را برای مشتریان ویژه و خاص خود راه‌اندازی کرده است.
5- تقسیم بازار: گام نهایی و اساسی دیگری که بانک‌ها خواسته و ناخواسته بر اساس شرایط بازار و یا بر اساس برنامه استراتژیک خود به آن سو کشیده شده‌اند تقسیم بازار بر مبنای محدوده نفوذ است. که تعیین این محدوده نفوذ بر مبنای شاخص‌ها و دلایل بسیاری صورت گرفته است. بر این اساس برخی بانک ها مانند کارآفرین، سامان، ملت و خاورمیانه با دیدی روشن بازار هدف خود را تعیین کرده اند و بسیار هوشمندانه در مسیر رسیدن به اهداف خود حرکت می کنند.
اما در میان پنج شاخص یاد شده موارد چهارگانه اول مواردی درونی هستند که به روش‌ها و شیوه های داخلی بانک برای توسعه مشتریان و خدمات مربوط می شود ولی مورد پنجم به مساله رقابت بیرونی و تعیین سهم بازار و تثبیت حضور یک بانک در بخشی یا همه یک بازار مربوط است که البته متاثر از موارد چارگانه قبل از آن است اما وقتی در سطح کلان و بازار رقابتی به آن پرداخته شود خواهیم دید که این بخش در واقع تعیین کننده روند آینده حرکت و فعالیت بانک ها را تعیین می کند.
این مساله که بانک های ایرانی با محدودیت های سرمایه ای و چالش ها و نوسانات بازار کدام گوشه و برش از بازار را برای خود تعیین می کنند امروز دیگر نه بر اساس انتخاب بلکه بر اساس اجبار باید صورت گیرد چرا که تنوع بانک ها و گستردگی بازار به یک بانک اجازه حضور و فعالیت و سرمایه گذاری در همه بخش ها را نمی دهد و در نتیجه بانک ها تلاش می کنند تا در بخش یا بخش هایی حضور قوی تری داشته باشند که توانمندی ها و ارتباطات بیشتری دارند.
برای شفاف تر شدن بحث بهتر است با یک چارچو کلی که به تقسیم بندی بانکها در ایران می پردازد آشنا شویم:
1- بانک های قرض الحسنه: نوع اول بانک‌ها به خدمات عام‌المنفعه‌ مربوط می‌شود که می‌توان این روش را بانکداری قرض‌الحسنه‌ای نامید و صندوق‌های قرض‌الحسنه، صندوق‌های وام و پس‌انداز، اتحادیه‌های اعتباری و نظایر آن را زیر مجموعه این گروه قرار داد. از جمله این بانک‌ها صندوق مهر امام رضا، بانک قرض الحسنه رسالت و...قابل ذکر هستند.
2- بانک‌های تامین مالی: نوع دوم تامین مالی در سیستم بانکی، نظام تامین مالی خرد است و مجموعه‌ای از فعالیت‌های کسب و کارها و صنایع کوچک را تامین اعتبار می‌کند.
3- بانک‌های توسعه‌ای: در این نوع بانک‌ها، ادبیات بنگاهی و حداکثرسازی سود مطرح نیست و نباید از بانک‌های توسعه‌ای انتظار سود مشابه بانک‌های تجاری داشت چراکه این بانک‌ها با هدف تسهیل جریان تجاری شکل گرفته‌اند. شاید بتوان بانک توسعه صادرات را از این دسته به حساب آورد.
4- بانکداری تخصصی و حرفه‌ای: این گروه، بانک هایی هستند که انواع خدمات بانکی را به اشخاص و شرکت ها ارایه می دهند اما رویکرد مهم آنها توسعه خدمات بانکی در بخشی خاص است. بانک صنعت و معدن، مسکن و کشاورزی نمونه هایی از این دسته هستند.
5- بانک‌های تجاریِ: این بانک ها برای فعالیت های کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت ساماندهی می‌شوند و هدف فعالیت شان تامین مالی بنگاه های کوچک و متوسط و نیازهای اقتصادی خانوارها و فعالان اقتصادی چه در بخش کوتاه مدت و چه میان مدت است. 
آنچه که امروز در نظام بانکی ایران شاهد هستیم حرکت بسیاری از بانک های تجاری به سمت تبدیل شدن به بانک های تخصصی بر مبنای بازارهای تقسیم شده ای است که بانک های کشور برای خود برگزیده اند و این مساله خواسته و ناخواسته ناشی از محدودیت های اندازه بازار ایران از یک سو و رشد کمی بانک ها در سال های اخیر است.
به عنوان نمونه بانک شهر با سرمایه گذاری شهرداری تهران ضمن بهره مندی از گردش مالی این نهاد بزرگ نیم نگاهی به گردش مالی حوزه پرداخت های خرد درون شهری دارد.
بانک کارآفرین که سالهای طولانی با مدیریت دکتر عقیلی به صورت خیلی محدود ولی کارآمد برخی صنایع ساختمانی، معدنی و صنعتی را مورد توجه قرار می داد همچنان این روند را ادامه می دهد.
بانک خاورمیانه که با نگاهی حرفه ای از همان ابتدای کار موضع رسمی خود را مبنی بر ارایه خدمات تخصصی به شرکت های مختلف اعلام کرد و بازار بانکداری خرد را رها کرد.
بانک سامان بیشتر تمرکز خود را بر بانکداری بین الملل و حوزه غذا و دارو معطوف کرده است و بانک ملت با در اختیار داشتن بازارهای بزرگی مانند نفت، پتروشیمی، حج و زیارت تقریبا در سطح کلان تکلیف خود را با رقبا مشخص کرده است و در بانکداری خرد نیز با توسعه زیرساخت های الکترونیکی مانند پایانه های فروشگاهی و باشگاه مشتریان نیم نگاهی به گردش مالی این بازار هم دارد.
با این تفاسیر و نمونه ها باید اذعان کرد که حضور بانک ها در بازارهای بیشتر و بزرگتر نیاز به افزایش سرمایه آنها دارد که در حال حاضر به ویژه در بانک های خصوصی این مساله با چالش های بسیاری همراه است ولی از سوی دیگر تخصصی تر شدن بانک ها در بخش های بازار به رشد کمی و کیفی خدمات آنها در یک حوزه خاص کمک می کند و همچنین به فعالان اقتصادی نیز کمک می کند تا ساده تر و سریعتر به اهداف خود دست پیدا کنند. اما این نتیجه گیری به معنای ایجاد یک خط مرزی پررنگ و شفاف مابین بازارهای میان بانکها نیست و قطعا بانک ها باید فراخور تلاش و رشد منابع نیم نگاهی جدی برای ورود به بازارهای جدید و رقابت با هم داشته باشند و در واقع منطقی ترین شیوه این است که بانک بر اساس استراتژی های توسعه ای خود پورتفو مشخصی را برای خود فرض کرده و تلاش کند این پورتفو را با سهم بازار خود منطبق کند.

  نظرات ()
بانکداری در شبکه های اجتماعی نویسنده: فرنود حسنی - یکشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۳

 فرنود حسنی

در سال‌های اخیر با رشد و توسعه فناوری‌های مبتنی بر وب و ارتقا ظرفیت شبکه‌های تعاملی در محیط اینترنت، شاهد گرایش عمومی به سوی شبکه‌های اجتماعی بوده‌ایم. توسعه شبکه‌های اجتماعی به عنوان یک مقوله جدید فناورانه و به عنوان یک زیرساخت ارتباطی و تعاملی که منجر به حضور و فعالیت عمومی در آنها می‌شود علاوه بر مزیت‌ها و فرصت‌های بسیاری که ایجاد می کنند طبیعتا با خود چالش‌ها و مسائلی نو به همراه دارند که بهترین شیوه و روش برای مواجهه با این چالش‌ها در گام اول شناخت و تحلیل تهدیدها و فرصت‌های حاصل از آنهاست.

نکته بارز و ناگزیر آن است که چه بخواهیم و چه نخواهیم دنیای شبکه های اجتماعی روز به روز گسترده‌تر و متنوع‌تر و از همه مهمتر کاربردی‌تر و تخصصی‌تر می شود و این ما هستیم که باید خود را برای بهره گیری از مزیت‌های بی‌شمار آنها آماده کنیم.

مقوله هایی همچون آموزش، اطلاع رسانی، فرهنگ سازی، تبلیغات مفاهیمی هستند که در حوزه اجتماعی بسیار مهم و حساس هستند، این تاثیر زمانی نمایان تر می شود که بدانیم شبکه های اجتماعی به عنوان یکی از بسترهای مهم  ترویج و حتی فروش محصولات و خدمات کسب و کارهای مختلف قابل استفاده هستند.

از دلایل پذیرش اجتماعی بالای اطلاع رسانی و تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی می توان به تبادل پیام ها میان شبکه های دوستی، کوتاه بودن پیام‌ها و همچنین قابلیت های چند رسانه‌ای شبکه‌های اجتماعی اشاره کرد اما نکته مهم در پذیرش آموزش‌های اجتماعی در این شبکه‌ها این است که بسیاری از اوقات مفاهیم و مطالب از طریق دوستان و آشنایان به مخاطب منتقل می‌شود و به همین دلیل او در برابر پذیرش آموزش ضمن اینکه مقاومتی نشان نمی دهد حتی از آن استقبال هم می کند و حتی ممکن است خود عاملی برای نشر آن محتوای آموزشی باشد.

با این تفاسیر به نظر می رسد ذات و ماهیت شبکه‌های اجتماعی چیزی جدا از دنیای واقعی انسانی نیست که به واسطه فناوری ها و امکانات نرم افزاری زمینه ارتباط سریع‌تر و راحت‌تر انسان‌های را باعث می شود و همانند جامعه و دنیای واقعی ممکن است با چالش ها و مشکلات و خوبی هایی نیز همراه باشد و این هنر و توانمندی متخصصان و مدیران و تصمیم گیران است که این بسترهای مفید را در راستای اهداف کلان کسب و کار مورد استفاده قرار دهند. آمارها نشان می دهند که 85 درصد از طرفداران هر برندی در فیس بوک، آن برند را به دیگران توصیه کرده اند همچنین 43 درصد از بازاریابان در سال 2013، مشتریانی از طریق لینکداین پیدا کرده اند و حدود 46 درصد از کاربران آنلاین هنگام تصمیم گیری برای خرید، به اطلاعات رسانه اجتماعی اعتماد می‌کنند.

آمارهایی از این دست که توسط موسسات معتبر بین المللی استخراج شده اند بر اهمیت بیش از پیش بهره برداری اصولی از شبکه های اجتماعی برای توسعه کسب و کار تاکید دارند. در این میان بانک ها به عنوان نهادهای ارایه دهنده خدمات به گروه های مختلف اجتماعی می توانند از این بستر که ضریب نفوذ بالایی در میان لایه های مختلف دارند بهره برداری کنند. البته این حضور در شبکه های اجتماعی همراه با چالش ها و مسائلی است که هر یک به تنهایی مجال بحث و بررسی خود را می طلبد اما اگر بخواهیم به طور اجمالی به آن اشاره کنیم می توانیم از ضرورت برنامه ریزی جدی بانک ها در سطح کلان برای حضور رسمی در شبکه های اجتماعی و ضرورت حضور تبلیغاتی و بهره برداری از اطلاعات و سنجش ذائقه عمومی در این شبکه ها یاد کنیم. همچنین نقش مهم کارکنان بانک ها از یک سو و مشتریان وفادار آنها برای ترویج برند بانک هادر شبکه های اجتماعی غیرقابل انکار است. 

  نظرات ()
استاندارد بین‌المللی20071 ISO/IEC نویسنده: فرنود حسنی - یکشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۳

موسسه بین‌​المللی استاندارد[1] و کمیته بین‌​المللی فناوری‌های الکترونیکی[2] دستورالعمل‌ها و رویه‌هایی تخصصی را برای  تعریف و ایجاد استاندارد در میان تمامی کشورهای دنیا ایجاد می‌‎​کنند. کشورهایی که به عضویت این دو نهاد بین‌المللی درآمده‌اند با حضور و فعالیت در کمیته­های فنی و تخصصی، برای توسعه استانداردهای جهانی در زمینه های مختلف همکاری  می​کنند.

کمیته های فنی ISO  و IEC  نیز در مورد موضوعات مشترک همکاری بسیار نزدیکی دارند. از سوی دیگر، برخی نهادهای بین​المللی دولتی و غیردولتی که با ISO و IEC در ارتباط هستند  نیز در انجام این کار مشارکت دارند.
ISO و IEC در زمینه فناوری اطلاعات یک کمیته فنی مشترک به نام “ISO/IEC JTC1” ایجاد کرده​اندکه استانداردهای بین​المللی حوزه فناوری اطلاعات بر مبنای قوانینی تدوین می شوند که توسط این دو نهاد به تصویب رسیده باشد.

در واقع مهم​ترین وظیفه این کمیته فنی مشترک، تدوین استانداردهای بین​المللی است که پس از آن، کمیته پیش نویس استانداردهای بین­المللی را برای رای​گیری به کشورهای عضو ارسال می​کند. یک پیش نویس زمانی به عنوان استاندارد
بین​المللی منتشر می شود که رای مثبت حداقل 75 درصد اعضا را کسب کند.

استاندارد ISO/IEC 27001 به وسیله​ کمیته​ فنی مشترک ISO/IEC JTC 1، در حوزه فناوری اطلاعات و کمیته فرعی SC27 در حوزه امنیت فناوری اطلاعات تدوین شده است. نسخه حاضر، پس از بازنگری های فنی لازم به عنوان ویرایش دوم جایگزین نسخه قبلی[3] شده است.



[1] International Organization for Standardization (ISO)

[2] International Electrotechnical Commission (IEC)

[3] ISO/IEC 27001:2005

 

ادامه مطلب ...
  نظرات ()
چالش‌های سودآوری و رشد در سازمان‌های قائم به ذات نویسنده: فرنود حسنی - پنجشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۳

فرنود حسنی

یکی از چالش‌های مهم و اساسی سازمان‌های ایرانی قائم به ذات بودن و متکی به شخص بودن آنهاست به گونه‌ای که بعضاً مشاهده می‌شود موفقیت و رشد یک سازمان با صدها کارشناس و متخصص را مرهون حضور یک شخص می دانند بدون اینکه برای آن صدها کارشناس و متخصص جایگاه و نقشی در رشد قائل باشند در حالی که وقتی همین سازمان‌ها دچار افت می شوند اولین ایده‌ای که به ذهن مدیران خطور می‌کند تعدیل همین کارشناسان و متخصصان است، این معضلی است که در دانش مدیریت هم مانند بسیاری دیگر از دانش‌های وارداتی به دلیل عدم توسعه فرهنگ آن دانش همیشه گریبانگیر جریان رشد و بالندگی می شود و به جای عمیق شدن همواره پوسته‌ای ظاهری و سطحی را به همراه مجموعه‌ای از القالب و سمت‌های عریض و طویل را در سازمان به یادگار می گذارد.
این معضل که ریشه‌های تاریخی و علمی آن قابل بررسی و تحلیل است در میان بسیاری از مدیران سازمان‌های ایرانی به چشم می خورد و از این روست که حتی دانش آموختگان دانشگاه‌های مهم داخلی و تحصیلکرده‌های دانشگاه های معتبر خارجی علی‌رغم اینکه خود منتقد چنین مقوله‌ای هستند وقتی در ساختار سازمان‌ها قرار می گیرند خیلی سریع و گاه پس از کمی اصطکاک بسیار منعطف قالب آن سازمان را به خود گرفته و حتی به رشد چنین ساختارهایی کمک هم می‌کنند.
فراتر از بحث‌های حاکمیت شرکتی که در سال‌های اخیر و بر اساس یک سری الزامات قانونی در ساختار سازمان ها مورد توجه قرار گرفته است، این چالش مهم را از جنبه های مختلفی می توان بررسی کرد که در ادامه برخی موارد را که در مجال این یادداشت می‌گنجد خواهید خواند.

1- روح مدیریت دولتی حاکم بر بخش خصوصی
شاید بزرگترین دلیل چنین ساختارهایی در سازمان‌های ایرانی این است که نظام شرکت‌داری در ایران پس از انقلاب، به دلیل دولتی شدن اقتصاد ایران مبتنی بر چارچوب و بافت دولتی بوده و امروز هم بسیاری از شرکت‌های خصوصی ایران یا از مدیران دولتی بهره می برند یا هنوز در کلاف پیچیده تفکرات مدیران دولتی پیشین خود دست و پا می زنند، مدیریتی که هیچگاه مبنای اندازه‌گیری موفقیت و عدم موفقیتش شاخص هزینه و فایده نبوده است.
لذا هنوز هم بخش خصوصی که موتور محرکه اقتصادی در هر کشوری محسوب می‌شود در ایران به نوزادی می‌ماند که در تلاش برای رشد و فراگیری راه رفتن و نیفتادن است آن هم در برابر رقیبی بزرگ و قوی به نام دولت!

2- مدیریت بی‌استراتژی و مدیریت هیاتی
دلیل بعدی که می‌توان برای این چالش مطرح کرد به یک معضل تاریخی در ساختار نظام مدیریتی ایران بازمی‌گردد که آن هم عدم حرکت بر مبنای یک برنامه استراتژیک است که مورد وثوق و تایید و تاکید همه لایه‌های یک سازمان باشد که این مساله به ویژه در فرهنگ مدیریت دولتی نمود بارزی داشته است. مدیریت هیاتی یکی از نمونه‌های بارز چنین شیوه‌ای است که مبنای کار را در قالب تفکر و اراده بالاترین مقام سازمان خلاصه می‌کند و سایر افراد با هر رده سازمانی و تخصصی باید از همین تفکر و مشی پیروی کنند.

3- بی‌اعتمادی مدیران ارشد
اما دلیل سوم که شاید در سازمان های خصوصی استراتژی محور نمود بیشتری دارد از دو جنبه قابل بررسی است یکی عدم اعتماد مدیران ارشد به مدیران میانی و کارشناسان و دیگری عدم وفاداری به برنامه‌های راهبردی تدوین شده است که باعث می شود علی‌رغم وجود چیزی به نام سند راهبردی، باز هم مبنای بسیاری از تصمیم‌های سازمانی نه دیدگاه های کارشناسی و مدیریتی و نه برنامه راهبردی سازمان بلکه دیدگاه و نظر مستقیم شخص اول سازمان باشد.
این مقوله به ویژه در سال های گذشته و با توسعه شرکت های خصوصی مالک محور رنگ و بوی جدی‌تری به خود گرفته است و این شرکت ها علی رغم اینکه سهامداران متعددی دارند اما چون سهامدار غالب تمایل دارد توامان نقش راهبردی و مدیریتی را برای خود حفظ کند که البته در تناقض با قوانین و اصول حاکمیت شرکتی است نمی توانند هزینه و فایده ریسک‌ها را محاسبه و سنجش کنند.

4- ضعف های کارکردی ساختار سازمانی
دلیل بعدی که می توان به آن اشاره کرد تعدد لایه های سازمانی در سازمان های ایرانی است که خود این مساله هم از دو جنبه تاریخی و علمی قابل بررسی است که از دیدگاه تاریخی علاقه‌مندی به ریاست و حکم‌رانی یک مقوله موروثی در فرهنگ ایرانی است که متاسفانه به جای تقویت باور کار تیمی و گروه محور بودن در سازمان‌ها نمود پیدا کرده است و از دیدگاه علمی نیز مساله از این قرار است که سازمان‌ها بدون مطالعه کارکردها و انطباق ساختار سازمانی با آن اقدام به تدوین چارت خود می کنند و تازه فاجعه آنجا شکل می‌گیرد که سازمان‌های چندساله که آینده‌نگری لازم را در چارت خود ندارند مجبور می شوند برای ارتقا افراد موجود و یا جانمایی افراد جدید چارت را تغییر دهند که خوب مشخص است این کار هم با ایجاد پست‌ها و سمت‌هایی در عرض و یا طول چارت ممکن است که هر در هر دو حالت منجر به پیچیدگی بیشتر و تعدد لایه‌های سازمانی می شود.
امروزه دیگر در حد شعار هم که شده همه مدیران ایرانی قبول دارند که منابع انسانی مهمترین عنصر و زیرساخت برای سازمان‌ها محسوب می شوند ولی آنچه که در عمل شاهد آن هستیم به دلایلی که در بالا ذکر شد چیزی متفاوت است و جریان شکل‌گیری روندها و ایده‌های سازمان به جای اینکه از پایین به بالا باشد متاسفانه روند عکس به خود گرفته است و غالبا این مدیران ارشد هستند که به جای پرداختن به چالش‌های استراتژیک سازمان سعی می کنند همگام و همگن با لایه های پایین سازمان در روندها و فرآیندهای کارشناسی تاثیرگذار باشند.
قائم به ذات بودن سازمان ها و عدم اعتماد و ارتقا سطح مسئولیت پذیری لایه های پایینی اثرات مخرب و بسیار بدی برای سازمان به همراه خواهد داشت و رشد سازمان را در همه ابعاد کند خواهد کرد که در ادامه به بررسی برخی از اثرات آن خواهیم پرداخت.

الف- کندشدن رشد و سودآوری سازمان
رشد و توسعه سودآوری هدف هر سازمانی است که بر مبنای یک تفکر منطقی فعالیت می کند که تعریف روندها و شرایط آن بر عهده مدیران ارشد سازمان‌هاست و بدیهی است که در صورت قائم به ذات شدن یک سازمان و ضرورت کنترل و اخذ تایید در خصوص کوچکترین مسائل از مدیر ارشد در واقع دغدغه های او به پایین ترین سطح نزول خواهد یافت و پرداختن به این دست از مسائل مجال لازم را از او برای تحلیل و تفکر و هدایت روند توسعه و سودآوری خواهد گرفت.

ب- کاهش مسئولیت پذیری و شجاعت سازمانی
با قائم به ذات شدن سازمان‌ها که در واقع از یک جنبه می توان به میزان شجاعت و توان ریسک پذیری مدیر ارشد نسبت داده شود به دلیل اینکه در همه مسائل ریز و درشت، حرف آخر و تصمیم نهایی را مدیر ارشد می‌گیرد به مرور زمان کارشناسان و بدتر از آنها مدیران میانی قدرت و شجاعت لازم را برای کوچکترین تصمیم‌ها از دست خواهند داد و این در حالی است که مهمترین اقدام در یک کار کارشناسی و مدیریتی "تصمیم" است. همچنین بر این منوال لایه‌های پایینی به راحتی از زیر بار مسئولیت‌ها شانه خالی خواهند کرد و خوب و بد نتایج فعالیت‌ها را متوجه مدیر ارشد سازمان می دانند و نقش مهم و اثربخشی برای خود قائل نخواهند شد.

ج-هزینه‌- فرصت ریسک از کارشناس تا مدیر ارشد
سازمان‌ها بر اساس ساختارهای خود برای افراد مختلف حقوق و مزایایی تعریف می کنند که آنها نیز بر اساس شرح وظابف تعریف شده باید در قبال آن حقوق و مزایا فعالیت‌هایی را انجام دهند. وقتی در یک سازمان قائم به ذات یک مدیر با حقوق چند میلیونی وقت خود را برای بررسی و تصمیم‌گیری در خصوص مسائل کوچکی اختصاص می‌دهد که در صورت اعتماد به یک کارشناس و مدیر میانی به سادگی قابل انجام است در نتیجه خواسته و ناخواسته سازمان را با زیان و خسرانی مواجه می کند که ناشی از عدم پرداختن او به مسائل مهمتر و ضروری‌تر سازمان است، مسائلی که وی بابت آنها حقوق بالاتری نسبت به سایرین از سازمان می‌گیرد.
ضمن اینکه اثر هزینه‌ای و ریسکی تصمیم اشتباه یک مدیر ارشد در خصوص مسائل کوچک و ساده بسیار بیشتر از یک کارشناس است. بنابراین بهتر است که مدیر ارشد شجاعت به خرج دهد و با اعتماد به کارشناسانش آنها را برای تصمیم گیری های مهم آینده آماده کند.

د- هزینه‌یابی کیفیت
کیفیت به عنوان یک شاخص مهم مدیریتی در مکاتب جدید مدیریتی بسیار مورد توجه قرار می گیرد و حرکت و تلاش سازمان‌ها برای ارتقا مداوم کیفیت توسط دانشمندان و نظریه پردازان مدیریتی بسیار توصیه شده است اما نکته مهمی که متاسفانه بسیاری از مدیران ارشد در سازمان‌های قائم به ذات که مدام بر کیفیت فراگیر تاکید دارند این است که حتی در رسیدن به سطح مطلوب کیفیت نیز باید بسیاری از شاخص‌های زیرساختی و کلیدی را از جمله نیروی انسانی، بودجه، نیاز بازار، فرآیندها و... را نیز مورد توجه قرار داد تا بتوان توجیهی برای رسیدن به کیفیت مطلوب به دست آورد چرا که اگر تمامی موارد مد نظر یک مدیر ارشد در قالب یک پروژه هزینه‌یابی کیفیت مورد سنجش قرار بگیرد خواهیم دید که رسیدن به کیفیت مطلوب مدنظر وی نه تنها زمینه رشد و سودآوری را فراهم نکرده است بلکه باعث ایجاد هزینه‌های غیرضروری برای سازمان شده است که به دلیل کمی نبودن آن هیچگاه سنجش نمی شود و کارشناسان هم به دلایل مختلف از جمله عدم شجاعت و عدم تمایل به مخالفت با مدیر ارشد حاضر به محاسبه و گزارش آن نیستند.

ه- خلاقیت سازمانی
یکی از دغدغه‌های مدیران ارشدی که سازمان خود را به صورت قائم به ذات مدیریت می کنند این است که سازمان من خلاق نیست! و همیشه از کمبود ایده‌های نو و خلاقانه گلایه می کنند. در پاسخ به این مدیران باید گفت که این معضل سازمانی نتیجه همین سیاست قائم به ذات شدن سازمان هاست که به مرور انگیزه‌ها و ایده های خلاقانه کارشناسان را که بهترین منابع تفکر خلاق برای توسعه و رشد سازمان هستند از بین می‌برد و آنها را به انسان‌هایی تابع و گوش به فرمان تبدیل می‌کند که همیشه در انتظار دریافت دیدگاه و نظرات مدیر ارشد هستند.

و- سرخوردگی و ریزش نیرو
در سازمان‌های قائم به ذات افراد مستقر در لایه های پایین سازمان به دو دوسته عمده تقسیم می شوند. گروهی که پس از مدتی تلاش و دست و پا زدن در نهایت سرخورده و خسته و مقهور قدرت و مقام مدیر ارشد می‌شوند و یا بی تفاوت به زندگی سازمانی خود ادامه می‌دهند و یا به جرگه تاییدکنندگان نظر مدیر ارشد می پیوندند.
گروه دیگر هم که محیط و عرصه اندیشه و تفکر و حرکت را تنگ می بینند پس از مدتی چالش با مدیران میانی هجرت و جدایی از سازمان را پیش می‌گیرند و به سازمانی دیگر می روند تا این تسلسل را در جایی دیگر تجربه کنند.

ز- مرگ جانشین پروری
یکی دیگر از چالش های اساسی در سازمان‌های قائم به ذات مساله جانشین پروری و توسعه کمی و کیفی مدیران است تا بتوان به هدف رشد سازمانی که هدف همه سازمان‌هاست جامه عمل بپوشاند.
در چنین سازمان‌هایی وقتی شجاعت مسئولیت‌پذیری و تصمیم‌گیری به لایه‌های پایین تزریق نشود و به آنها اعتماد لازم وجود نداشته باشد سازمان هیچگاه نخواهد توانست مدیران شایسته ای را از دورن خود پرورش دهد.

ح- حذف مدیریت مشارکتی
مقوله‌ای که به عنوان یکی از شاخص‌های دانش مدیریت شناخته می شود مدیریت مشارکتی است که در سازمان‌های قائم به ذات عملا هیچ کاربردی ندارد چرا که به غیر از مدیر ارشد که همیشه بالاترین درجه مشارکت در امور را برای خود قائل است هیچ یک از کارکنان خود را در روندها و برنامه‌های سازمان مهم و اثربخش نمی بینند و این برای انسان شاغل امروز که شغل و زندگی او به شدت بر هم منطبق شده اند بسیار سخت خواهد شد چرا که مقوله‌هایی مانند احترام به دیدگاه ها و اندیشه های انسان را می توان در سلسله مراتب نیازهای انسانی در زندگی اجتماعی بسیار مهم قلمداد کرد که در یک سازمان قائم به ذات این نیاز به هیچ وجه ارضا نمی شود و اثر مخرب آن عدم مشارکت و همراهی و احساس مفید بودن برای اهداف سازمان برای یک کارمند است.

راه کارها
یکی از راه کارهای مهم در برون رفت از چنین شرایطی که در واقع عنصر اصلی ماموریت هر سازمانی یعنی سودآوری و رشد را تحت الشعاع قرار می دهد تدوین دقیق استراتژی‌هایی است که بر مبنای آن بتوان اهداف قابل سنجش و برنامه‌های فرآیندی تدوین کرد و با سپردن مسئولیت اجرای این برنامه‌ها به افراد شایسته آنها را برای دستیابی به اهداف حمایت و هدایت کرد. ممکن است بسیاری از مدیران سازمان‌های قائم به ذات مدعی وجود برنامه استراتژیک در سازمان خود باشند اما وقتی شاخص هایی مانند سودآوری، رشد، خلاقیت، رضایت شغلی، وفاداری سازمانی و... روند منفی و نامطلوبی دارند و شاخص‌هایی مانند ریزش نیرو، جذب مدیران از بیرون سازمان و هزینه‌ها روند رو به رشدی داشته باشند باید اذعان کرد که آن استراتژی ایراد دارد و نیازمند بازنگری است.
در همین راستا لازم است تا مدیران ارشد با اعتماد به مدیران میانی و کارشناسان روند واگذاری اختیارات و مسئولیت ها به افراد مختلف را آغاز کنند و بپذیرند که هزینه و ریسک حاصل از اشتباه و حتی خطای یک کارشناس و مدیر به مراتب پایین‌تر از هزینه‌های درگیر شدن، صرف وقت و اشتباهات تصمیم‌گیری یک مدیر ارشد در یک موضوع تخصصی است.
نباید از این نکته غافل شد که مدیر ارشد با واگذاری مسئولیت‌ها و تصمیم‌گیری‌های تخصصی به دیگران فرصت و امکان بیشتری برای پرداختن به مباحث و چالش‌های کلان سازمان خواهد داشت ضمن اینکه با استفاده از همان فرآیندها و روندهایی که در یک برنامه استراتژیک کامل تعریف می‌شود امکان کنترل و نظارت محسوس و نا‌محسوس برای او فراهم خواهد بود تا به راحتی از طریق داشبورد مدیریتی خود، عقربه پیشرفت کارها در هر یک را بخش‌ها را مشاهده کند و از این طریق کارها را با شاخص اصلی حرکت سازمان یعنی سود منطبق سازد.

  نظرات ()
انسان، فناوری و آینده نویسنده: فرنود حسنی - چهارشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩۳

فرنود حسنی
بشر با تمرکز و توجه به توسعه فناوری اطلاعات در دو دهه اخیر روند بی بازگشتی را در وابستگی به فناوری آغاز کرده است به گونه ای که فناوری را در همه ابعاد زندگی و کسب و کار و صنایع رسوخ داده است و به واقع تصور زیستن بدون زیرساخت های ارتباطی و تکنولوزیکی بسیار سخت و دشوار است. در این میان آنچه که بسیار بیشتر از گذشته خودنمایی می کند این است که علی رغم اینکه انتظار می رود بشر به واسطه دستیابی به سرعت و راحتی در ارتباطات و انجام امور شغلی، به مرور از همنوعان خود فاصله گرفته است.
ساده ترین نمونه در این موضوع از بین رفتن اشتیاق و انتظار برای دریافت نامه کاغذی از پستچی به واسطه ظهور ایمیل است که امروزه آن هم محدود به پیامک های موبایلی شده است که آدم ها گاه از سر بی حوصلگی و در میان صدها دلمشغولی و فکر مشغولی برای هم ارسال می کنند.
به راستی که باید اذعان کرد سرعت توسعه فرهنگ کاربری فناوری در حد سرعت توسعه خود فناوری نبوده است و به همین دلیل جامعه انسانی علی رغم بهره مندی های مسکن گونه متاسفانه یک سری اصول و کارکردهای خود را از دست می دهد. شاید بهترین مثال قابل تعمیم به بسیاری از فناوری ها توسعه بسیار عجیب بازیهای رایانه ای باشد که کودکان را از بازی و هیجان فیزیکی در دنیای واقعی محروم و آنها را وارد هیجانی مصنوعی در دنیایی مجازی می کند.
آری دنیای امروز ما دنیای ریموت ها و هوشمندهاست، تلویزیون هوشمند، موبایل هوشمند و...همه ابزاری هستند که زمینه کاهش تحرک و تخیل و تدبر انسان را فراهم می کنند و این انتظار هوشمندی از ابزارها و فناوری ها یعنی تحلیل رفتن مغز و توان فیزیکی انسانها در سالهای نه چندان دور آینده!
اما به باور من بشر به زودی متوجه این مسیر خظای حاصل از فناوری خواهد شد و در زمانی نزدیک اقدام به پالایش بسیاری از فناوری ها به نفع تخیل و تحرک انسانی خواهد کرد.
آن هنگام مبنای توسعه و اختراع فناوری ها از مفاهیم و ایده های امروزی فاصله خواهد گرفت و مفاهیم و انتظارات جدیدی و نگاه های جدیدی برای توسعه فناوری رشد خواهد کرد مفاهیمی که به جای محور قراردادن سخت افزارها و نرم افزارها، انسان ها را محور قرار می دهد تا بشر بتواند همچنان بر اصول خدادادی حیات باقی بماند.

  نظرات ()
سال 1393، سال تمرکز و حرکت نویسنده: فرنود حسنی - چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٢

سخت سالی بود برای مردم وطن که مظلومانه آخرین سال گذر از برهوت 8 ساله را از سرگذراندند و اینک امیدوارانه سور و ساط محقر نوروزشان را در حد بضاعت فراهم کرده‌اند و آماده نو گشتن به یمن سال جدید...تا شاید دوباره بوی عیدی و کاغذ رنگی پر کند این شهر خسته ما را!

چه صورت‌ها که با سیلی سرخ شد و چه سرها که گرسنه بر زمین گذاشته شد تا کاسبان تحریم و دلالان دلار فربه‌تر و ثروتمندتر شوند و شکاف بیشتر و بیشتر شود بین مردمی که روزگاری به هم نفت و نان قرض می دادند و امروز آبرو از هم می دزدند.

اما هر چه بود به تاریخ پیوست و دیروز خاطره‌ای شد و البته تجربه‌ای که دیگر اعتماد نکنیم و خام نشویم به شعارهای ناپخته و مردم فریبانه و هشیارتر باشیم تا تشخیص دهیم دروغ‌های بزرگ را و دیگر باورشان نکنیم. افشره و برآیند 8 سال منتهی به سال 92 این بود که جهان حرکت کرد و ما ایستادیم و اسفا که این ایستادن هزینه‌ای صدچندان از حفظ موضع، برای ما داشت و چه خوش که در انتها گعهده عقلا قالب آمد و به یادمان آورد که سیاست یعنی گفتگو یعنی مانند بازی شطرنج باید حرکت کرد و با بازی مهره‌ها، حریف را بازی داد نه اینکه قلعه‌ای ساخت و در آن دلخوش به خستگی او شد.

اما امروز که در آستانه سال جدید ترنم زیبای تغییر را در ذره ذره طبیعت می توان دید و درک کرد به این امیدوارم که سال 93 برای مردم ایران سالی نیکو و بهارش سرفصل خوبی‌های فراوان باشد.

سالی باشد که آدم ها به هم راست بگویند و احترام بگذارند، با هم مهربان باشند و باور کنند سفره برکت الهی آنقدر گسترده است که برای همه به اندازه چهارزانو نشستن جا هست!

سالی باشد که نگاه نسل جوان به آینده ایران روشن‌تر و امیدوار‌تر باشد و کسب و کارها برکت بگیرند و شادی‌ها فراوان و خوشی‌ها مستدام باشند.

من بر اساس برنامه‌ها و رویکردهای شخصی‌ام در حوزه کسب و کار و زندگی همه ساله نامی برای سال جدید می‌گذارم و سعی می‌کنم تا در سال جدید آن را چراغ راه خود کنم و امسال نیز بر اساس برآیند تجارب و تلاش‌هایم و در پی سال 92 که شعار "حرفه‌ای بودن" را انتخاب کرده بودم، شعاری با عنوان "تمرکز و حرکت" برای خود برگزیده‌ام.

تمرکز کردن بر موضوع و هدف‌های مشخص شده در کسب و کار و زندگی روشی است که انسان را از پرداختن به مسائل حاشیه‌ای و غیر ضروری و بی‌تاثیر در روند به نتیجه رسیدن آن هدف خاص باز می‌دارد. همچنین حرکت یا به عبارت بهتر در حرکت بودن در هر شرایط و وضعیتی به انسان کمک می‌کند تا تجربه‌ها و فرصت‌های جدیدی را پیش رویش ببیند و چه خوش آن زمان که این دو توامان باشند و بتوان در طول زندگی و کسب و کار بر هدف‌ها متمرکز و برای رسیدن به آن‌ها حرکت و تلاش کرد.

امیدوارم سال 1393 برای تمام هم‌وطنانم سالی باشد که بتوانند با تمرکز بر راه و حرکت در مسیر اهداف، زمینه رشد و تعالی خود و بالطبع جامعه خود را فراهم کنند.

 

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر شکل گیری مفهوم جدیدی از اسپانسری ورزشی در حمایت بانک سامان از والیبال ملی موردکاوی راهبردهای بانک سامان در عرصه مسئولیت‌های اجتماعی نقش کارکنان بانک در تحقق و رشد EPS روند آینده رقابت و تقسیم بازار در نظام بانکی ایران بانکداری در شبکه های اجتماعی استاندارد بین‌المللی20071 ISO/IEC چالش‌های سودآوری و رشد در سازمان‌های قائم به ذات انسان، فناوری و آینده سال 1393، سال تمرکز و حرکت سومین شعبه فست فود پرسپولیس در مشهد افتتاح شد
کلمات کلیدی وبلاگ بانکداری الکترونیکی (٢٠) مدیریت فناوری اطلاعات (۱٤) ایران (٧) بانک (٦) برند (٥) برندسازی (٥) امنیت اطلاعات (٤) شبکه اجتماعی (٤) تجارت الکترونیکی (٤) معرفی کتاب (٤) بازاریابی (٤) اینترنت (٤) مدیریت (٤) تبلیغات (۳) بانک سامان (۳) مدیریت ارتباط با مشتریان (۳) آموزش فناوری اطلاعات (۳) مسئولیت اجتماعی (٢) ویوان نیوز (٢) هویت بصری برند (٢) روابط عمومی (٢) باشگاه مشتریان (٢) آینده نگری (٢) نوروز (٢) وب سایت (٢) استخدام (٢) اپل (٢) فناوری اطلاعات (٢) اقتصاد (٢) نمایشگاه (٢) زنجیره تامین (۱) پرسپولیس (۱) پروژه (۱) فناوری (۱) گوگل (۱) بیمه (۱) سازمان (۱) آزادی (۱) ایرنسل (۱) انسان (۱) سود (۱) گردشگری الکترونیک (۱) رسانه های دیجیتال (۱) میهن (۱) پیام نوروزی (۱) دانمارک (۱) موبایل (۱) شبکه (۱) موتورهای جستجو (۱) زبان فارسی (۱) مدیریت استراتژیک (۱) ارسال ایمیل گروهی (۱) والیبال (۱) هوش تجاری (۱) بانکداری (۱) داده کاوی (۱) سهام (۱) آینده پژوهی (۱) تخفیف (۱) سخت افزار (۱) الکامپ (۱) استیو جابز (۱) eps (۱) جابز (۱) نشان تجاری (۱) بازاریابی ایمیلی (۱) کسب وکار (۱) brand (۱) ویوان فیس (۱) vivanface (۱) سمپلینگ (۱) حقوق فناوری اطلاعات (۱) شهرت نام تجاری (۱) re-branding (۱) نرم افزار خبرنامه الکترونیکی (۱) بانک آینده (۱)
دوستان من Iran Brand News Iran Market News اخبار IT اخبار اقتصادی ایران آذر آموزش ارتباطات و مدیریت رسانه ارزش افزوده استخدام و کاریابی آگهی رایگان آموزش تجارت الکترونيک آموزش زبان انگلیسی آموزش مديريت فناوري اطلاعات ايران آي تي ايران جديد ايران مهر ايزو 9000 آينده نگر برندسازی (Branding) به انديش پایگاه جامع اطلاع رسانی مدیران پندهای مدیریت و فناوری اطلاعات تولید ناب جدیدترین اخبار فناوری اطلاعات چهارراه تبليغات خاطرات يک مدير دانشجويان IT تهران جنوب دانشجويان IT شيراز دانشجويان IT صنعتي شريف دانشجويان IT قزوين دانشجويان IT مشهد دانشجويان ايراني هلند دانشجويان فناوری اطلاعات بيرجند دکتر بزرگمهر دنياي مجازي راه حلی برای آینده راهنمای خرید کالا و خدمات روزنامه فناوران اطلاعات روزنوشت رویدادهای مدیریت و فناوری اطلاعات زرتشت زمان بی کرانه، ايران جاودانه سامانه آموزش الکترونیکی رهنما سايت و موتورهاي جستجو سورس کد سينا ديلي شرکت فناوری اطلاعات سامان شوش سيتي صنایع ۸۴ علمي و پژوهشي فرهنگ سازمانی فرهنگ لغات مدیریت و فناوری اطلاعات فرهنگ، مدیریت، و کسب و کار در ایران فناوري اطلاعات فناوری اطلاعات گرگان فناوری اطلاعات و ارتباطات فورم دانشجويان IT مشهد قوانين تجارت، کسب و کار و سرمايه گذاري كاردانان کارگاه های مدیریت و فناوری اطلاعات کامپيوتر و فناوري اطلاعات کايزن کتاب های مديريت و فناوري اطلاعات کتابهای مدیریت و فناوری اطلاعات کتب رایگان کامپیوتری کمیته علمی مدیریت دولتی کنفرانس بانکداری الکترونیکی گـــــــروه آمـــوزش ابتدایــــی گروه مديريت پارس درگاه گروه مدیریت فناوری اطلاعات گشت و گذار در اینترنت لحظه ها را با تو بودن 2 لیست قیمت ماني ثابت ماهنامه عصر فناوري اطلاعات متدولوژی شش سیگما محصولات و خدمات فناوری اطلاعات مدرسه هوشمند ایرانی مدل های موفقیت در مدیریت مديران برتر مديرستان مديريت بازرگاني مديريت تحول مديريت حلقه مفقوده مديريت دانش مديريت دانش سازماني مديريت صنايع و بهره وري مديريت کيفيت مديريت منابع انساني مديريت نوين مدیران ایران مدیریت بانکداری الکترونیکی مدیریت برتر مدیریت تجارت الکترونیک مدیریت تحول مدیریت دانش مدیریت روابط عمومی الکترونیکی مدیریت زنجيره تأمين مدیریت نگهداری و تعمیرات برپایه تجارت مدیریت نوین مرکز مشاوره مديريت مشاغل مدیریت و فناوری اطلاعات مطالب جالب پيرامون مديريت مقالات انجمن علمی مدیریت بازرگانی مقاله های علمی درباره مدیریت و اموزش مهندس عماد هنرپرور مهندسي صنايع مهندسي صنايع و مقالات دروس آن مهندسی صنايع تهران جنوب مهندسی صنایع مهندسی صنایع نشتی از افکار روزانه نگاهی بر تجارت اينترنتی نوین بانک هنر هشتم هوش مصنوعي وب سايت شخصي فرنود حسني وب نوشته های...از شهرستان دشتی وبلاگ اميد جهانشاهی وبلاگ شخصی فرنود حسنی وبلاگ فرزاد حسنی وبلاگ کارکنان بانک صادرات وبلاگ گروهی کتابداران ایران ویوان نیوز(اخبار برند) اخبار برند برند نرم افزار تولید خبرنامه الکترونیکی نرم افزار تولید خبرنامه الکترونیکی نرم افزار ارسال ایمیل گروهی نرم افزار تولید خبرنامه الکترونیکی، ایمیل مارکتینگ و ارسال ایمیل گروهی پرتال زیگور طراح قالب