انقلاب سبز میرحسین پیام روشنی از قدرت جوانان ایران است.

در حالی که تنها 3 روز به آغاز انتخابات مانده است و در شرایطی که کشور در حال تجربه دوران جدیدی از تحولات پس از انقلاب سال 1357 به سر می برد. تمامی مردم ایران و حتی کسانی که به سن قانونی برای رای دادن نرسیده اند در آستانه یک تصمیم و انتخاب بزرگ قرار دارند.

دوران گذار سه دولت موسوی, هاشمی و خاتمی نمایانگر یک فرایند و یک جریان رو به رشد و سیال از تغییر و مطالبه برای حفظ هویت, اقتدار اقتصادی و توسعه سیاسی بود که می رفت ایران را از میان بر پیشرفت و ترقی به باشگاه جهانی اقتصاد و فرهنگ و سیاست رهنمون کند اما متاسفانه و شاید هم خوشبختانه سکته ای که چهارسال پیش رخ داد و با اغوا گری توانست جو بدبینی را در مردم نسبت به این فرایند رو به پیشرفت به وجود آورد تا حدی این حرکت را کند کرد اما چشمان مردم را به حقیقت های بسیاری روشن و بینا کرد.

خواسته یا ناخواسته آنچه در حال حاضر می توانیم به عنوان ابزار و متدولوژی تحول و اصلاح ساختاری کشور در میان مردم مطرح کنیم استفاده از پتانسیل بسیار ارزشمند همین موج سبزی است که با رایحه دولت امید جانی تازه گرفته است و نگاهی بلند به آینده دارد. چنانکه کسی می گفت دلم سبز است اما مغزم نه!

زهی سعادت که مناظرات اخیر توانست خطوط و شکاف های سیاسی را برای معتقدان به تئوری توطئه و همدستی و همداستانی سران حکومت روشن کند و امروز می دانیم که تاکید میرحسین بر فرمان هشت ماده ای معروف و آمدنش برای جلوگیری از روحیه ناشی از دولت نهم برای چیست.

مناظرات خط تحجر و تحول را روشن کردند.

اما نکته اینجاست که این تغییر و تحول رخ نخواهد داد تا زمانی که جامعه جوان ایران بیرق سبزشان را که نمادی از پندار سبز, گفتار سبز و کردار سبز است به زمین گذاشته نشود.

بی شک حفظ انسجام ملی در صیانت از آرا و تاکید بر مطالبات و کنار گذاشتن تعارفات و احساسات پس از انتخابات می تواند راهگشای ما در جلوگیری از افتادن در ورطه یاس و دلسردی باشد. چنانکه مشارکت خود ما در تمامی صحنه هایی که انتظار تغییر آن را از دولت داریم ضمن بیمه کردن آن اتفاق, ما را از تمامی مشکلات و سنگ های انداخته شده پیش پای دولت آگاه خواهد کرد.

یادمان باشد اگر سید آمد بیرق سبز را زمین نگذاریم.

امید است در دولت تازه گروه ها, طیف ها, قومیت ها, صنف ها, سندیکاها و تک تک مردم به جای اندیشیدن به منافع شخصی, مطالبات خود را با نگاهی ملی و فراملی دنبال کنند و با اتحاد و همدلی و درس گرفتن از گذشته با کوچکترین وعده این حلقه را نگسلند و تنها در این صورت خواهد بود که ما می توانیم تجربه های دمکراتیک داشته باشیم.

 برشت به زیبایی گفته است که:

اول به سراغ یهودی‌ها رفتند

من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم.

پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند

من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم.

آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند

من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم

سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید

کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم.

سرانجام به سراغ من آمدند

هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند.

خوشبختانه سخنان رییس جمهور دولت نهم در روزهای اخیر نشان داد که چه نحله فکری و چه طرز تفکری سعی در بزرگ و مطرح کردن خود در تمامی کشور داشت که حضور سبز مردم این اندیشه را باطل کرد.

اما پس از این نکته مهم باید عرض کنم که دست یابی به دولت امید و انقلاب سبز میرحسین محقق نخواهد شد مگر اینکه همچون زنجیره تاریخی حلقه امید روز دوشنبه, در روز انتخابات نیز با حضور فعالانه مانع از تاثیرگذاری این نحله و اندیشه تمامیت خواه بر کل جریان انتخابات باشیم.

به هر حال من این اتحاد و یکدلی را که یادآور اتفاق 30 سال پیش مردم است در حکم یک حرکت انقلابی و ارزشمند می شمارم و با حمایت از میرحسین موسوی کسی که بزرگترین جرمش مدرک دکترای همسرش بوده و توانسته 8 سال یک کشور جنگ زده را با آبرو و سیاست هدایت کند اعلام می کنم این بار هم رای می دهم و باز هم پای رای خود می مانم تا همراه با تمامی ایرانیان وطن پرست و واقع گرا سیب سبز تحول را از درخت امید دولت تازه بچینیم و بر سفره خود ببینیم.

دستانم را می کارم، سبز خواهم شد، میدانم

و آخر سخن اینکه میرحسین را به پاس رای هزاران جوان ایرانی و امیدوار موظف می دانم تمامی مسائل و چالش های دولتش را صادقانه, صریح و با شجاعت با مردم در میان بگذارد و به همگان ثابت کند که تمامی مردم صاحب رای و اندیشه همچون اعضا خانواده او شایسته دفاع و تعصب و حمایت برای پیشرفت و ترقی و تعالی هستند و از همه مهمتر آبروی رفته بر باد میهن روزگاری سربلند را به جوی غرورش بازگرداند.

به قول شاعر نیک گفتار:

هر کسی نغمه خود خواند از صحنه رود؛ صحنه پیوسته بجاست؛ خوش‏تر آن نغمه که مردم بسپارند به یاد...

 

 

فرنود حسنی