فرنود حسنی
farnoodhasani@gmail.com
گرمای تیر ماه توام شده با گرمای برگزاری مجامع بانکها و سهامداران بانکهای مختلف این روزها با مرور روزنامه رسمی بانکی که در آنها سهام دارند برای رفتن از مجمعی به مجمع دیگر برنامه ریزی می کنند. آنها با حضور در جلسات داغ و گاه پرتنش با دستور جلسه استماع گزارش هیات مدیره، تعیین پاداش هیات مدیره، تعیین اعضای هیات مدیره، تعیین روزنامه رسمی بیشتر از هرچیزی علاقه دارند از یک چیز مطلع شوند و آن هم سودی است که بین سهامداران تقسیم می شود. آری این بحث ها این روزها نقل محافل اقتصادی ماست. اما محور اصلی همه حدس و گمان ها در راهروهای بورس، چالشهای بالا و پایین شدن ارزش سهام، فریادهای سهامداران برخی شرکتها و لبخند برخی دیگر  برای کاهش یا افزایش سود تقسیمی در یک عبارت خلاصه می شود و آن هم عبارت EPS است.
اما این EPS چیست که تا این حد با اهمیت است؟ چرا مدیران عامل بانکها تا این همه بر لزوم مدیریت و کنترل شاخص های عملیاتی بانک برای دستیابی به آن تاکید دارند؟ آیا پرداختن به آن مقوله ای است سطح بالا که فقط باید مدیرعامل و مدیران ارشد به آن بپردازند؟! و یا همه کارکنان بانک در دستیابی به آن نقش دارند!؟
در این مجال کوتاه قصد داریم تا با هم به بررسی اهمیت و حساسیت EPS در فرآیند مدیریت پایدار یک بانک بپردازیم و تا حد امکان نقش کارکنان بانک را برای پیشبرد این هدف مشترک بررسی کنیم.
EPS که مخفف عبارت earning per share است به زبان ساده سود قابل پرداخت به ازا هر سهم معنی می شود و یکی از آمارههای مالی بسیار مهم است. EPS   از تقسیم سود پس از کسر مالیات بانک، بر تعداد کل سهام، محاسبه میشود که نشاندهنده سودی است که بانک در یک دوره مشخص به ازای یک سهم عادی بهدست آورده است.
چرا EPS مهم است؟
هنگامی که صورت های مالی یک بانک را مطالعه کنید با صدها عدد و جدول مواجه می شوید که شاید درک آن برای شما به عنوان خریدار سهام آن مجموعه خیلی سخت باشد. اما آنچه که به عنوان یک شاخص مهم شما را برای خرید یا فروش سهام یک شرکت ترغیب می کند EPS آن است تا شما علاوه بر تحلیل روند سودآوری سهام آن مجموعه بتوانید به شاخص مقایسه ای مناسبی در میان شرکتهای مشابه دست پیدا کنید.
سود منبع اصلی تأمین جریان نقد و زایش ثروت است. تعیین سطح سود که برای مقاصد تجزیه و تحلیل مالی مربوط باشد یک فرآیند تحلیلی پیچیده است. یکی از روش های استاندارد نمودن رقم سود، تبدیل آن به مبلغ سود هر سهم می باشد. این اهمیت و حساسیت EPS باعث شده است که اولاً محاسبه و گزارش EPS واقعی و پیش بینی طبق قوانین بازار سرمایه بسیاری از کشورها الزامی شود، ثانیاً مراجع تدوین استاندارد های حسابداری نیز الزامات معینی را جهت نحوه محاسبه و افشاء آن وضع نمایند.
تعدیل EPS چیست؟
مدیران بانکها در ابتدای سال مالی با توجه به چشم انداز فعالیتهایشانEPS معینی را پیش بینی و اعلام میکنند. اما در طی سال با توجه به روند فعالیت ممکن است تغییر و اصلاح EPS  اعلام شده ضروری به نظر رسد، لذا براساس عملکرد شرکت EPS جدیدی اعلام می کنند که به آن تعدیل EPS گفته می شود.

آیا سهامداران همه سود را می گیرند؟
هر سال بانکها بخشی از سود خالص را مطابق قانون و بخشی را براساس نیاز بانک نزد خود نگهداری میکنند و مابقی را بین سهامداران تقسیم می کنند. به مقدار سودی که بانک تقسیم می کند و به طور نقدی به دست سهامدار می رسد DPS یا سود تقسیمی گفته می شود. به عبارت دیگر DPS بخشی از سود پس از کسر مالیات به ازاء هر سهم است که توسط بانک به سهام دار پرداخت می شود.

تاثیر کارکنان بانک در EPS
فارغ از تقسیم بندی های رایج در سیستم بانکی، اگر کارکنان بانک را به دو دسته استراتژیست و اجرایی تقسیم کنیم به راحتی نقش و اثرگذاری هر کدام از آنها در تحقق و یا رشد EPS قابل تشخیص و تحلیل است. همانطور که در تعریف EPS گفتیم، EPS سود قابل پرداخت به ازا هر سهم است و سود نیز حاصل کسر درآمدها از هزینه هاست. بله دو شاخص مهم درآمد و هزینه که برای یک بانکدار همانند عقربه های قطب نما عمل می کنند.
در لایه استراتژیک بانکها، معمولا هیات مدیره و هیات عامل هستند که با موقعیت سنجی و تحلیل دقیق بازار اقدام به تدوین راهبردها و برنامه های مختلف و تصمیم گیری ها و جهت گیری در برابر شرایط مختلف بازار می کنند تا بانک را در مسیر سودآوری قرار دهند و در لایه اجرایی نیز کارکنان فعال در بخش های ستادی و شعب هستند که با اجرای دقیق آن برنامه ها می توانند زمینه ساز موفقیت طرح ها و برنامه های بانک شوند. خوب فکر می کنم مساله تا حد زیادی روشن و ساده شد. به زبان ساده برای تحقق و حتی رشد EPS بانک  در هر بخش و مسئولیت و سمتی که باشیم باید بتوانیم از هزینه های غیرضروری بکاهیم و بر درآمدهای بانک بیافزاییم تا سود بیشتری عاید بانک شود. بدیهی است این سود بیشتر به هنگام تقسیم بر گروه ثابتی از سهامداران عدد بزرگتری را نمایش خواهد داد و قاعدتا دست مدیران ارشد را برای اجرای برنامه های توسعه ای باز خواهد گذاشت.
شاخص های درآمدی بانکها
دو دسته عمده از درآمد بانکها عبارتند از :
1- درآمد عملیاتی
این نوع درآمد از مابهالتفاوت نرخ سود پرداختی به سپرده گذاران و نرخ سود دریافتی از پرداخت تسهیلات بهدست میآید، باتوجه به وظیفه مهم بانکها (جمعآوری وجوه و توزیع آن در قالب تسهیلات)، درآمد حاصل از مابهالتفاوت نرخ سود از منابع اصلی درآمدی آنها محسوب میشود. این نوع درآمد از فعالیت اصلی و اساسی بانک که همان واسطهگری وجوه است، نشأت میگیرد که طبیعتا در صورت تلاش کارکنان بانک ها برای جمع آوری سپرده های ارزان قیمت مانند افزایش منابع سپرده های جاری امکان افزایش درآمدهای بانک از این حوزه را فراهم می شود و همچنین بازاریابی دقیق و مناسب برای ارایه تسهیلات از طریق شعب می تواند به عنوان شاخص درآمدی سنجیده شود و البته که مدیران ارشد بانک ها نیز موظف هستند با تدوین استراتژی هایی دقیق برای تولید محصولات جدید زمینه رشد فروش خدمات تسهیلاتی را فراهم کنند.
 
2- درآمدهای کارمزدی(غیرمشاع)
تلاش کارکنان بانک ها برای فروش خدماتی که منجر به دریافت کارمزد و  ایجاد درآمدهای غیرمشاع بانکی می شود زمینه ساز درآمدزایی بسیار خوبی برای بانک هاست که باعث ارتقا سودآوری بانک خواهد شد. کارمزدهای ناشی از عملیات خرید و فروش ارز،  گشایش، تمدید یا ابطال اعتبارات اسنادی داخلی، کارمزد ناشی از نقل و انتقال وجوه مشتریان و... از اانواع این منابع درآمدی هستند که ضمن ارزان بودنشان، بانک نیازی به بلوکه کردن بخشی از آن نزد بانک مرکزی ندارند ولذا به راحتی می تواند آن درآمد را وارد چرخه درآمدزایی خود کند.
 
شاخص های کاهش هزینه در بانکها
نقطه مقابل و کاهنده درآمد، هزینه نامیده میشود و آن عبارت است از بهای تمام شده خدماتی است که به منظور کسب درآمد، خرج شده باشد. اما اگر نیمه پرلیوان را نگاه کنیم کاهش هزینه به نوعی خود درآمد محسوب می شود. پس لازم است تا هر یک از ما به عنوان کارکنان نظام بانکی به دنبال راه کارهایی برای کاهش هزینه های بانک خود باشیم. کمک به کاهش هزینه های عملیاتی بانک که بخش مهمی از هزینه های بانک را تشکیل می دهند ابعاد مختلفی دارد که در ادامه به برخی موارد اشاره می کنیم:
1- کاهش هزینه ها از محل ایجاد  گرایش به ابزارهای الکترونیک
ترغیب مشتریان برای استفاده از خدمات بانکداری الکترونیک به جای مراجعه به شعب یکی از کارهای مهمی است که باعث می شود هزینه های عملیاتی بانک کاهش شدیدی پیدا کند و این مساله نیازمند توجه جدی تک تک همکاران شبکه بانکی است تا با ارایه آموزش های لازم به مشتریان آگاهی لازم را برای آنها ایجاد کنند.

2- کاهش هزینه های وصول مطالبات
معوق شدن تسهیلات ضمن اینکه باعث عدم دریافت سود حاصل از پرداخت تسهیلات و کاهش درآمدهای عملیاتی بانک کمک می شود منجر به ایجاد هزینه های ناشی بلوکه شدن بخشی از منابع بانک در نزد مشتریان و عدم امکان پرداخت تسهیلات به نفرات بعدی می شود منابعی که بانک بابت آنها نزد بانک مرکزی سپرده قانونی ذخیره کرده است و طبیعتاً تراکم مطالبات معوق می تواند هزینه پول را در بانک افزایش دهد. این هزینه ها قطعا با پیگیری و کنترل کارکنان بانک قابل کاهش است.

3- کاهش هزینه های جاری
هزینه های جاری و روزمره یک بانک که گاه محسابه آن بسیار سخت و دشوار می شود نیز جزو شاخص های قابل کنترل توسط کارکنان بانک ها هستند. هزینه هایی مانند کاغذ، پرینتر، تلفن، هزینه تلف شدن وقت کارمندان
 
 
 منافع تحقق و رشد EPS برای کارکنان بانک
خوب بر اساس توضیحات بالا ناگفته پیداست که تا چه حد نقش کارکنان بانک ها اعم از مدیران ارشد تا متصدیان در رسیدن به سود مطلوب مهم است اما رسیدن به این سود برای کارمندان چه منافعی دارد در حالی که در نهایت سود بین صاحبان سهام تقسیم می شود!
بدیهی است که کارکنان بانک باید برای رشد این شاخص نگاه بلند مدت و آینده نگرانه ای داشته باشند چرا که بانک با استفاده از سود انباشته است که می تواند زمینه اجرای برنامه های توسعه خود را پیش بگیرد و در مسیر رشد و ارتقا قرار گیرد که این روند باعث ارتقا مادی و سازمانی پرسنل خواهد شد.

EPS و مدل برنامه ریزی top down
در بانک هایی که بر مبنای EPS حرکت می کنند به طور روشمندی باید تمامی شاخص های هزینه ای و درآمدی بانک از عدد پیش بینی شده برای EPS نشات بگیرند و در واقع نوعی مهندسی معکوس صورت می گیرد. یعنی در ابتدای سال مالی پیش بینی می شود که بانک برای انتهای سال خود کسب چه مقدار سودی را مد نظر دارد و سپس تمام اهداف و برنامه های بانک در بخش های هزینه ای و درآمدی با آن عدد تنظیم می شود. پس طبیعی است که هرگونه سستی و کندی در دستیابی به اهداف عملیاتی قطعا مانع از دستیابی به EPS پیش بینی شده خواهد شد.
نتیجه گیری
آنچه گفته شد به خوبی نشان می دهد که تحقق EPS صرفا نه یک راهبرد کلان بلکه یک هدف عمومی برای همه کارکنان یک بانک محسوب می شود و قطعا تصمیمات مدیران ارشد و اقدامات مدیران میانی و کارکنان بانک در رسیدن به آن موثر است. از سوی دیگر مشخص شد که رسیدن به EPS هدف، بدون تحلیل و برنامه مشخص ممکن و مقدور نخواهد بود و همچنین لازم است تا همه کارکنان یک بانک با نگاهی به دو وجهه افزایش درآمدها و کاهش هزینه ها به تحقق این هدف کمک کنند و جای شکی هم نیست که رشد EPS صرفا منافع سهامداران را تامین نمی کند و می تواند در دراز مدت زیرساخت رشد و توسعه بانک و کارکنانش باشد.