فرنود حسنی

با بررسي شاخص هاي توسعه دانايي محور؛ با تاکيد برزيرساختهاي آموزشي علي الخصوص نظام هاي آموزش عالي در عصر حاضر مي توان از آموزش و نقش آن به عنوان مهمترين و موثرترين ابزار جوامع براي مقابله با چالش هاي هزاره سوم در برابر مدل جديدي که براي توسعه در اين عصر تعريف شده ياد کرد. در شرايط کنوني و با قرار گرفتن در عصري که از آن به" عصر اطلاعات" تعبير مي شود و کارشناسان از اطلاعات با عنوان کالاي اين قرن ياد مي کنند براي اکثر جوامع و دولتها شکل گيري و پي ريزي پايه هاي توسعه در پرتو آموزش مبتني برنظام هاي دانش مدار به يک بايد تبديل شده است و همگان بر اين نکته اتفاق نظر دارند که براي رسيدن به توسعه دانش مدار و جامعه اي دانايي محور بايستي از مسير اموزش عبور کنند.
با توجه به نو بودن مباحث توسعه دانايي محور و عدم وجود تعاريف واصول منطبق بر کشور ما مي طلبد که اين مسئله به صورت جدي و کارشناسانه مورد بررسي و چالش قرار گيرد. با اين ديدگاه وقتي از مولفه آموزش در امر توسعه دانايي محور سخن به ميان مي آيد بايد تعريف و جايگاه ويژه اي در تحليل ها و پژوهش ها براي آموزش قائل شويم که بي شک در برنامه ريزيها و تعيين استراتژي و خط مشي هاي ساختاري توسعه دانايي محور درجامعه دارد.
با بررسي و نگرش به تجارب مدل هاي قبلي که براي توسعه تعريف شده بودند از جمله توسعه اقتصادي و توسعه سياسي مي توان فقدان مسئله آموزش را در ساختارهاي استراتژيک اين مدل ها به وضوح مشاهده کرد. لذا با ظهور مدل جديد توسعه موسوم به توسعه دانايي محور بايستي توجهي مضاعف به مسئله اموزش در اين مدل داشته باشيم.
با توجه به مسائل مطرح شده در زمينه نقش آموزش در توسعه دانايي محور بايستي مبحث اموزش و کارکردها و ظرفيتهاي ان در امر بستر سازي توسعه دانايي محور مورد بررسي قرار گيرد. سيستم ها و نظام هاي آموزشي موجود در جوامعي که هنوز گرايشي به توسعه دانايي محور ندارند مبتني بر روش هاي سنتي و غير پويا ست. اين سيستم ها چه در سطوح آموزش هاي پايه اي و چه در سطح آموزش هاي عالي فاقد نگرش هاي سيستماتيک و جريان مدار هستند. اين روش هاي آموزشي مبتني بر شيوه هاي کلاسيک و غير اصولي هستند و نظام مبادله اطلاعات در اين سيستم هاي آموزشي بسيار کند و از نظر به هنگام بودن بر اخرين يافته هاي علمي نمي باشد.
وقتي مي خواهيم مبحث آموزش در هزاره سوم که مدل توسعه اي پيشنهاد شده براي آن توسعه دانايي محور است صحبت کنيم با دو شاخص و مقياس آموزشي مواجه هستيم شاخص هايي که براي حرکت به سمت دانايي محوري به ان نياز اساسي داريم يعني بايستي ظرفيتها و روشهاي موجود را به خوبي بررسي کنيم و ضعف هاي آن را بشناسيم و از قوتها و امکانات سيستم هاي نوين به خوبي آگاه شويم اين دو سيستم که در يک جريان هدفمند به سوي دانايي محوري بايستي مورد مطالعه قرار گيرند عبارتند از آموزش مکانيکي و اموزش ديناميکي.
به عبارت بهتر وقتي نگرش هاي موجود در توسعه دانايي حوري را مورد توجه قرار مي دهيم بايستي براي هر يک از زير ساختهاي ان گزينه و يا گزينه هاي خوبي به عنوان جايگزين معرفي کنيم.درآموزش هاي مبتني بر فرايندهاي مدل توسعه دانايي محور نيزبايد سيستمهاي فعلي شناسايي و مورد چالش قرار گيرند تا سيستم هاي مطلوب و سازگار با اين مدل ها شناسايي شود. تحرک و پويايي از مهمترين ويژگي هاي جوامع اطلاعاتي هستند که بي شک نيل به چنين جوامعي بايستي همگام با آموزش هاي پويا و متحرک باشد. در زير دو سيستم آموزشي موجود بررسي و مدل اموزشي منطبق بر توسعه دانايي محور و مطابق با نياز هاي يک جامعه اطلاعاتي مور بررسي قرار خواهد گرفت.

• سيستم هاي آموزشي مکانيکي(ايستا):
وقتي از سيستم هاي آموزش مکانيکي يا به عبارت بهتر سيستم هاي آموزش غير پويا صحبت مي کنيم روش هايي مد نظر قرار خواهند گرفت که در آنها روند حرکت اطلاعات مبتني بر ساختارهاي منظم و مشخص و کلاسيک است.در اين گونه سيستم هاي آموزشي اطلاعات به صورت بسته هاي اماده بدون مطالعه بر نوع و شرايط گروهها و افراد پذيرنده آن در اختيار آنها قرار مي گيرند. اطلاعات غالباً راندمان و بازده کاري خود را به مرور زمان از دست داده اند و چون سيستم از نطر تغذيه اطلاعاتي مجرا و ورودي خاصي ندارد در نتيجه با گذشت زمان کهنه شده و صحت علمي و کاربري آن در زمان حاضر مورد ترديد خواهد بود. در اين گونه سيستم ها به هريک ازارکان دخيل در زنچيره اطلاعات که البته زنجيره ناقصي نيز مي باشد به عنوان عناصري غير قابل تحرک فکري با خاصيت پويايي درجهت توليد اطلاعات نگاه مي شود به عبارت بهترآنچه بايد آموخته شود تعريف شده مشخص است و عنصر فعال و درگير با يک چنين سيتمي قادر نيست نسبت به نوع اطلاعات و تکنيکهاي يادگيري نظري بدهد و بايستي براي دريافت اطلاعات مطابق با ضوابط سيستم حرکت کند که اين مسئاه باعث عدم پويايي فکري و فقدان حلقه هاي توليد اطلاعات در سيستم مي شود. سيستم هاي آموزشي مکانيکي هيچگونه خروجي اطلاعات ندارند و سيستم هاي مصرف کننده هستند و در سطوح پست تر اين مصرف کنندگي دربرگيرنده هيچگونه زايش و تنوعي در نحوه کاربري اطلاعات موجود و يا ايجاد تمايل سيستمي براي دستيابي و مصرف به اطلاعات جديد تر نيز وجود ندارد.

• سيستم هاي آموزشي ديناميکي(پويا):
در سيستم هاي آموزشي مبتني بر اصول و چهارچوب هاي ديناميکي که اصطلاحاً از آنها به سيستم هاي پويا تعبير مي شود روند حرکت اطلاعات بسيار هدفمند و نظام يافته است اطلاعات با استفاده از ابزار و تکنولوزي هاي مختلفي تهيه و توليد شده و پس از طبقه بندي با توجه به سطح گروههاي پذيرنده آموزش ها در قالب هاي مختلف به آنها انتقال پيدا ميکند.به هنگام بودن اطلاات در جريان آموزش هاي مبتني بر سيستم هاي ديناميک يکي از شاخص هاي اينگونه سيستم ها ست و اين مسئله راندمان و بازدهي اطلاعات را تا حد بالايي براي پذيرندگان و عناصر سيستم هاي آموزشي بالا مي برد.سيستم هاي اموزشي پويا از نظر سطح جذب وتعذيه در وضعيت مطلوبي قرار دارند و با گذشت زمان اطلاعات کهنه موحود در سيستم از زنجيره توزيع اطلاعات در آموزش خارج مي شوند و جايگزين مناسبي که يا حاصل توليد اطلاعات در داخل سيستم است و يا اطلاعات ورودي به سيستم است خواهند داشت.زنجيره اطلاعاتي در سيستم هاي آموزش ديناميک يک زنجيره متعالي و کاملي را تشکيل مي دهد که در آن کل جريان توليد تا توزيع اطلاعات به دقت و ظرافت مورد نظ و برنامه ريزي قرار مي گيرد. و اي خاصيت سيستم را ار حالت مصرف کننده بودن صرف به توليد کننده تبديل خواهد کرد و اين اجازه را به سيستم مي دهد که با ساير سيستم هاي آموزشي و يا زير سيستم هاي خود ارتباط پويايي داشته باشد.
جايگاه عناصر پذيرنده اطلاعات در اين کونه سيستم ها تفاوت بسياري با سيستم هاي آموزشي غيرپويا خواهد داشت. در اين سيستم ها هر يک از افراد علي رغم اينکه به عنوان پذيرنده مورد تحليل قرار مي گيرند اما نقش و تحرک درون سيستمي نيز خواهند داشت تا نسبت به حجم فعاليت هاي و کارکردهايشان به عنوان توليد کننده نيز شناخته شوند. در واقع سيستم به انها فرصت مي دهد تا خود را از دايره اطلاعات کلاسيک رها کنند و اطلاعات مورد نياز را خود مورد تحقيق وپژوهش و تجربه قرار دهند. در واقع سيستم هاي آموزشي ديناميک با حرکت در روند دانش مداري فرصت تجربه را براي عناصر حود فراهم مي کنند و ازهمه مهمتر اينکه ملاک هاي سنجش شاخص ها و کارکردهاي عناصر فعال در اين سيستم ها هرکز با مقياس هاي کمي مورد تجليل قرار نمي گيرد بلکه شاخص هاي کيفي در تعيين و درجه بندي عناصر دخيل مي باشد.
با توجه به مباحث مطرح شده و با اين ديگاه که در فرايندهاي توسعه دانايي محور اطلاعات نقش و کارکرد مهمي دارند و اموزش بهترين ابزار براي توسعه مطلوب اطلاعاتي است بايد اقرار کرد در صورت اشتباه در گزينش سيستم آموزشي مبتني بر نيازهاي هزاره سوم و عدم توجه به کارکردهاي آموزش در جامعه اطلاعاتي با نقصان و کاستي مواجه خواهيم شد. سيستم هاي اموزش مکانيکي سيستم هاي رو به زوال و غير کاربردي هستند و بنابراين در تعيين استراتزي هاي و اهداف آموزشي براي توسعه دانايي محور در بستر هاي مختلف بايستي از مدل هاي پويا ي آموزشي استفاده کرد.تا جريان اطلاعات در جامعه سير حرکتي سريعتري پيدا کند و نظام هاي اطلاعات مبتني بر نظام عرضه و تقاضا با ساختاري دو طرفه در جامعه شکا بگبرد. بدون شک با تامين اين هدف که نيازمند برنامه ريزي و تعيين استرانژي هاي کلي در امر آموزش هاي پايه هاي و عالي است مي توان از وجود عناصر خارج شده از حريان ها و حلقه هاي آموزشي جون دانشگاه در ساختارهاي مختلف اقتصاي و سياسي اصتفاده کرد تا توسعه دانايي محور به يک مدا زير بنايي و در جامعه تبديل شود