نوشته شده توسط: حميده احمديان راد

قرن۲۱ به سمتى مى رود كه اكثر مشاغل به دانش و مهارتهاى رايانه اى نياز خواهند داشت. ورود به اين عرصه به نوع جديدى از آموزش نياز دارد كه با آموزش سنتى كنونى بخصوص آنچه هم اكنون در مدارس ايران در جريان است همخوانى ندارد. مدتى است برخى كشورهاى جهان به تأسيس مدارس الكترونيكى يا آنچه در ايران مصطلح شده مدارس هوشمند دست زده اند. الگوى اوليه اين مدارس از كشور انگليس گرفته شده است و كشور مالزى يكى از پيشتازان ايجاد اين مدارس به شمار مى رود. با اين رويكرد ايران هم اخيراً طرحى را در سه مدرسه اجرا كرده است. دانشگاهها هم به نوع ديگرى از آموزش تحت عنوان آموزش مجازى متمايل شده اند.
در مدارس هوشمند رايانه در نحوه تدريس و ارزشيابى تأثير مى گذارد و برنامه هاى درسى را تا حدودى تغيير مى دهد. ولى در عين حال كاركردهاى اجتماعى مدارس بر جاى خود باقى مى ماند چون در روابط اجتماعى به دانش آموزان يارى مى رساند.
در اين مدارس دانش آموزان مى آموزند انبوهى از اطلاعات را پردازش كنند و ازاين اطلاعات در جهت يادگيرى بيشتر استفاده كنند. دانش آموزان حتى مى توانند با منابع علمى جهان و معلمان و بچه هاى مدارس ديگر ارتباط برقرار كنند.
در مدارس هوشمند معلمان مى توانند به جاى اينكه تلاش كنند خودشان پاسخى براى پرسشهاى دانش آموزان پيدا كنند، از آنها بخواهند پاسخ پرسش هايشان را در رايانه پيدا كنند و براى بقيه بازگو كنند. البته مدارس هوشمند اين كارايى را نيز دارند كه به دانش آموزان نشان دهند چه اطلاعاتى در وب موثق است تا كودكان و نوجوانان ضمن دريافت اطلاعات درست تحت تأثير تبليغات سوءاينترنت هم قرار نگيرند. در نهايت به كارگيرى رايانه به معلمان خوش فكر كمك مى كند به دوره آموزش براساس كتاب محورى و سخنرانى تك گويانه معلم در كلاس خاتمه دهند و سيستم آموزشى را به شكل سيستم مشاركتى، مبتنى بر آموزش توانايى هاى پژوهش، جمع بندى، تحليل و نتيجه گيرى دانش آموزان تبديل كنند.
دانش آموزان ايرانى در مقايسه با دانش آموزان كشورهاى پيشرفته و برخى كشورهاى در حال توسعه پيشرو، عقب ماندگى هايى دارند. بسيارى از آنها حتى روش روشن و خاموش كردن رايانه را نمى دانند. در كشورهاى پيشرفته كودكان از همان ابتدا در خانواده با رايانه آشنا مى شوند و با آن كار مى كنند. در حالى كه در كشور ما رايانه به منازل بسيارى از خانواده ها چه بسا از طبقات متمول و تحصيلكرده راه پيدا نكرده است.
البته كارشناسان هشدار مى دهند حتى در صورت ايجاد امكان دسترسى همه دانش آموزان به امكانات لازم باز هم رايانه نمى تواند مشكلات ريشه اى مدارس را حل كند و اگر هدف از كاربرد رايانه در مدارس مشخص نشود، رايانه ها تنها به دستگاههاى تحميلى در مدارس تبديل مى شوند.
مرضيه ابراهيمى كارشناس فناورى اطلاعات مى گويد: «اگرچه در عصر تكنولوژى وا طلاعات سرعت توليد دانش تصاعدى است ولى به خاطر عمق داشتن و ريشه دار بودن علوم اين سرعت نبايد خطى و شتاب زده باشد. ما به آموزش شتابان نيازمنديم نه آموزش شتاب زده! و اگر راهى كه طى مى كنيم اشتباه باشد فناورى بر سرعت ما در راه اشتباه مى افزايد.»
وى درباره چالش هاى سيستم آموزشى عصر حاضر كه ايران را واداشت به ورود فناورى اطلاعات در سيستم آموزشى اقدام كند مى گويد: «پرورش خلاقيت و ايجاد تغيير و سوق دادن يادگيرندگان به سمت ناشناخته ها، ايجاد زمينه بهره مندى مناسب و عدالت در دسترسى به منابع موجود، انتقال و پردازش حجم عظيمى از دانش در عصر اطلاعات، ايجاد زمينه حضور صحيح دانش و فرهنگ ايرانى و زبان فارسى در تكنولوژيهاى نوين آموزشى و محيط اينترنت و البته سابقه چند كشور دنيا در ايجاد مدرسه هوشمند كه البته بر مبناى ده سال پژوهش و تحقيق انجام گرفته بود باعث شد ما هم به ايجاد اين مدارس بينديشيم. در نتيجه با چند بازديد و مطالعه بر روى نمونه هاى مشابه ظرف يكسال طرح پايلوت مدرسه هوشمند در سه مدرسه منتخب كليد زده شد. البته زمانى كه كليد اين طرح را زديم بستر آموزشى و پژوهشى دقيق منطبق با شرايط محيطى و فرهنگى و آموزشى خودمان را نداشتيم. اين كار را با سند محكم تحليل شده با مديريت قدرتمند پروژه و بازده هاى كارى كارشناس شروع نكرديم. به نظر مى رسد طرحهاى پايلوت در اين بعد حداقل بايد داراى يك سيستم آناليز و تحليل و ارزيابى تعريف شده از قبل باشد تا مرتباً پيشرفت پروژه را بسنجد و موانع و مخاطرات آن را از قبل پيش بينى و راه حلهاى پيشنهادى را ارائه كند.»
در مورد سيستمهاى آموزشى نظير آموزش و پرورش ما كه كتاب محور و مبتنى بر نقش بى بديل معلم است، كارشناسان هشدار مى دهند فناورى اطلاعات حتى مى تواند سيستمهاى محافظه كار تعليم و تربيت را تشديد كند. به طورى كه معلمان علاوه بر همان شيوه كتاب محورى دانش آموزان را به سوى انبوه اطلاعات سوق دهند و معلمان از دانش آموزان بخواهند حجم بيشترى از اطلاعات را حفظ كنند. مرضيه ابراهيمى در تعريف مدارس هوشمند مى گويد: «مدرسه هوشمند مدرسه اى است كه با كمك فناوريهاى نوين سيستمهاى آموزشى و ديجيتالى هوشمند درصدد سرعت بخشى به فرآيند ياددهى، يادگيرى و بهبود مديريت به صورت كاملاً نظام يافته باشد تا انسان عصر اطلاعات قادر به پردازش و دسته بندى و استفاده بهينه از منابع فنى دانش روز با توجه به طيف گسترده آن براى كشف استعداد خود و بروز خلاقيتها باشد. در طراحى يك مدرسه هوشمند بايد به چهار فاكتور تأثيرگذار توجه كرد: عوامل محيطى(فضا و طراحى مناسب مدرسه، كلاسها و...)، عوامل اجرايى و يادگيرندگان (آموزش قبل از شروع به جهت توجيه مديران، معلمان و دانش آموزان)
۳- عامل سخت افزارى و شبكه طراحى مهندسى وسايل ارتباطى شبكه و سخت افزارى ۴- عامل مهم نرم افزار و ديجيتال. فضاى فيزيكى يك مدرسه هوشمند بايد به يك زير ساخت ارتباطى قوى مجهز باشد تا بتواند به شكل مستمر نسبت به وضعيت هاى متغير محيط عكس العمل نشان داده و خود را با آنها وفق دهد.
همچنين به همه اين اجازه را بدهد كه از منابع موجود به صورت مؤثرترى استفاده كند و امنيت و آرامش آنها را افزايش دهد. ساختمان مدرسه هوشمند دربردارنده محيطى پويا و مقرون به صرفه است كه چهارعنصر اصلى سيستم ها، ساختار، سرويس ها و مديريت در آنها يكپارچه شده و بينشان رابطه وجوددارد.
براى ايجاد يك مدرسه هوشمند و يا كلاً ورود فناورى اطلاعات به مدارس وزارت آموزش و پرورش بايد به دنبال ايجاد بانك هاى اطلاعاتى قوى و هماهنگ باشد كه بتواند شبكه آموزشى قوى و استانداردى را ايجاد كند تا خدمات محتوايى و آموزشى را به راحتى در دسترس مدرسه قرار دهد. تغذيه كننده اين شبكه آموزشى مى تواند بانك دپارتمان تحقيق و پژوهش، سازمان آموزش و پرورش و بانك استانداردهاى آموزشى باشد.
ازطرف ديگر طراحى فنى سيستم ارتباطات داخلى و تجهيزات سخت افزارى خود مدرسه جهت ايجاد امكانات مناسب براى استفاده اطلاعات آموزشى و نرم افزارى در مدرسه صورت بگيرد.
سيستم هاى ديجيتال و نرم افزارى نيز بايد داراى يك پيش زمينه و بستر دقيق مطالعاتى باشد.
استفاده از انواع نرم افزارها و محتواهاى آموزشى غيراستاندارد مى تواند لطمات جبران ناپذيرى را به بدنه آموزش وارد و يادگيرندگان را دچار سردرگمى كند. براى استفاده از سيستم ديجيتال نرم افزار بايد قدم به قدم حركت كرد و مراحل فازبندى شده و رشد را تعريف كرد زيرا يكباره رسيدن به سيستمى كاملاً هوشمند رؤيايى و بى پايه و اساس است و بر اين اعتقاديم كه در يك سيستم مدرسه هوشمند در صورتى كه برنامه ريزى شده و قدم به قدم عمل شود، هزينه ها با بهره ورى رابطه مستقيم خواهدشد و با گذر زمان با پيچيدگى فرايند روبه رو خواهيم شد.
معمارى سيستم آموزش الكترونيكى براى طراحى يك نرم افزار جامع كه بتواند خونى را در پيكره طراحى شده فضاى مدرسه هوشمند به جريان اندازد،بايد از جديدترين متدها و تكنولوژى هاى آموزشى استفاده كند كه برپايه زيرساخت هاى استانداردشده صنعتى و آموزشى با شناخت و تعريف دقيق وظايف آموزشى و ادارى سيستم برپاشده باشد.»
شرايط مناسب از نظر دست اندركاران چنين طرح هايى اين است كه معلم ديگر آموزش دهنده صرف نيست، فعاليت هاى گروهى تشويق مى شود، با تك تك دانش آموزان متناسب با توانمندى ها و استعدادهاى آنها رفتارمى شود و دانش آموزان مى توانند مواد درسى شان را ازطريق سايت هاى اينترنتى دنبال كنند. ارزشيابى نيز از شكل حافظه محورى خارج مى شود.
در مدارس هوشمند از اينترنت استفاده زيادى مى شود. ولى اين با آموزش مجازى متفاوت است. درآموزش از راه دور معلم و دانش آموز يا استاد و دانشجو ازطريق اينترنت صدا و تصوير يكديگر را دريافت مى كنند. درحالى كه در يك محيط و مكان حضور ندارند.
در باب مزاياى دانشگاههاى مجازى گفته مى شود كه تعداد دانشجويان افزايش مى يابد ولى هزينه ها كاهش مى يابد. آموزش مجازى به طوركلى به آموزش توسعه زيادى مى دهد. افزايش تعداد اين دست از دانشگاهها در سطح جهان نيز به اين باور كه بهتر است اين نوع دانشگاهها را در ايران گسترش دهيم دامن زده است.
دكتر اميرحسين جهانگير استاد دانشگاه شريف مى گويد: «تعداد استادان و ظرفيت كلاس هاى دانشگاهى در كشور ما محدود است. ازطريق اينترنت مى توان خيلى ها را آموزش داد. لازم نيست كلاس فيزيكى باشد. هركس مى تواند در خانه ازطريق رايانه آموزش ببيند، تمرين حل كند و نمره بگيرد و براساس اين نمرات به مراحل بعدى و دروس بعدى صعود كند.
به اين ترتيب در آموزش مجازى دانشگاهى در كلاس هايى شركت مى كنيد كه در خانه تان است. اين آموزش مزاياى ديگرى هم دارد مثلاً محدوديت زمانى و مكانى وجودندارد.
دانشجو انتخاب مى كند كه چه موقع و كجا از كلاس استفاده كند و چندبار از كلاس استفاده كند و به عبارتى چندبار به فايل مراجعه مى كند. تيم طراح نرم افزار هم مهم است. گرافيك و ترتيب مسائل درسى اهميت زيادى دارد. ازملزومات آموزش مجازى يك شبكه ارتباطى است كه همه به آن وصل مى شوند. بسيارى ازطريق اينترنت وصل مى شوند. كه البته سرعت آن كم است. امكانات ديگر خود نرم افزار است كه لازم است نرم افزار خوب و با كيفيت و گرافيك مناسبى باشد. كيفيت نرم افزار خيلى تعيين كننده است. چون بحث ارزيابى دانشجويان و مسائل مالى و ادارى و غيره را هم دربرمى گيرد، وگرنه كار آموزش را سى دى هاى موجود در بازار هم انجام مى دهند. آموزش مجازى اگر در جايگاه خودش درست مورداستفاده قرارگيرد بسيار خوب است به شرط اينكه شعر نباشد! ظاهراً پول هاى كلانى به اين امر اختصاص داده شده كه اگر به درستى مصرف شوند خوب است. منتها زمزمه هايى حاكى از آن است كه چون ظاهراً دانشگاه ها نتوانسته اند آموزش را پوشش دهند و به عبارتى چون نتوانسته ايم آموزش كلاسيك را توسعه دهيم به اين آموزش روى آورده ايم درحالى كه هركدام جاى خودشان را دارند.
افزايش استفاده از رايانه در آموزش به يك نياز تبديل شده است.
ما براى عقب نماندن از قافله جامعه جهانى كه به سرعت نقش رايانه ها را در مشاغل گسترش مى دهد به سيستم آموزش مناسب اين عصر نيازمنديم، منتها در صورتى كه به مشكلات ساختارى آموزش نپردازيم، تنها از رايانه ها دكورى خواهيم ساخت بى اينكه به نتايج موردنظر دست پيداكنيم.