به قلم فرنود حسنی

 

تحولات و پیشرفتهای شگرفی که در دنیای تجارت بوجود آمده تاثیرات عمیقی بر روند توسعه و مدیریت برنامه های تجاری سازمان ها می گذارد. سازمان ها و مدیران پیشرو همواره به دنبال مطاله،  کشف و گزینش شیوه های نوین مدیریت بر بازار هستند. زیرا آنها همیشه به وجود رقبایی متفکر و قوی اعتقاد دارند. از این رو تمام تلاش و برنامه ها و ظرفیتهای سازمان خود را معطوف به شناسایی ضعفهای خود و قوتهای رقبا می کنند. تا بتوانند در عرصه پیچیده رقابت های تجاری بازارهای بیشتری را از آن خود کنند و درصد بالاتری از مشتریان را جذب نمایند.

با پیشرفتهای حاصل شده در علوم مختلف مدیران و سازمان ها دیگر به مانند گذشته محدود به استفاده و تجربه شیوه های سنتی نیستند.آنها می توانند تاثیرات تمامی عوامل موثر در جذب و یا دفع مشتریان و موفقیت سازمان را در عرصه تجارت شناسایی و مورد ارزیابی قرار دهند.

امروزه این عوامل و علوم به قدری در هم پیچیده و برهم اثر گذارند که تمام کارشناسان مدیریت به طور مثال بر حضور یک روانشناس اجتماعی در ساختار سازمان های که ارتباطات تنگاتنگی با مردم به عنوان مشتری دارد تاکید می ورزند تا وی بتواند با استفاده از شناختی  که نسبت به محیط و مشتری پیدا می کند روش های تقویت انگیزش را در مشتریان طراحی و پیاده سازی نماید.

یا سازمان پویا همیشه به دنبال روشهای جدیدی است که بتواند:

1) در استفاده از آن روش ها نسبت به رقبا پیشی بگیرد

2)بتواند در ارئه خدمات کاهش هزینه داشته باشد.

3)به درامد سازمان بیافزاید.

4) خدمات و کالاها را به شیوه هایی مطلوبتر و سریعتر به مشتریان ارئه دهد.

5)مشتریان خود را در دوبعد کمی و کیفی افزایش دهد.

برای دستیابی به این اهداف و همچنین قرار گرفتن در موقعیت های مناسب پرورش خلاقیت بهترین و گسترده ترین ابزاری که در عصر حاضر در اختیار مدیران سازمان هاست چیزی جز پدیدهICT (فناوری اطلاعات و ارتباطات) نیست.

کارشناسان بر این عقیده اند که بعد از انقلاب صنعتی مهمتری تحولی که در دنیای تجارت بروز پبدا کرده اینترنت است. تاثیر ICT بر مدیریت بازار چنان گسترده و فراگیر است که به جرات می توان ادعا کرد که شیوه برخورد و چگونگی استفاده از آن می تواند تعیین کننده شکست یا پیروزی سازمان های باشد. برای موفقیت در تجارت نوین(E-Commerce) همه نیروهای یک سازمان بایستی با اثرات و نتایج این مهم آشنا شوند و به نقش آن در موفقیت شخصی و سازمانی ایمان پیدا کنند.

مدیران موفق با مطالعه در ساختار سازمان و با شناخت کامل از ظرفیتهای سازمان خود روش ها و برنامه هایی مبتنی بر بسترهای ICT طراحی و به اجرا می گذارند.

حال ببینیم هدف از استفاده از فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی در مدیریت بر بازارهای تجاری پیست؟

بدون شک تضمین کننده حیات و بقا هر شرکت و سازمانی چرخه اقتصادی آن مجموعه می باشد و این چرخه اقتصادی میسر نخواهد بور مگر با حضور و نقش افرادی به نام مشتری که در و اقع مدیریت بازار در صدد است با استفاده از بهترین و جدیدترین مکانیزم های علمی و عملی جذب و تشویق لازم را برای مشتری اعمال کندانتظار مدیران بازاریابی از پدیده ICT چیزی جز این نیست که بتواند خواسته های به حق مشترینشان را با کیفیت بهتر و با سرعت بیشتر رفع کند.

مشتری می خواهد بهترین کالا و خدمات را با کمترین هزینه ممکن و ظرف کوتاهترین زمان دریافت کند. در این بین نباید فراموش کرد مدیری موفق است که ضمن حفظ خواسته های مشتریان نیم نگاهی به مشترین جدید و بازارهای تازه داشته  باشد.

بنابراین مدیر پیشرو سعی می کند با استفاده از ابزارهایICT نسبت به خلق و دست یافتن به بازارهای جدید اقدام کند و ضمن اینکه بر کمیت مشتریانش می افزاید باعث افزایش کیفی مشتریان نیز بشود.

ادامه دارد....