فرنود حسني

کشور کهن ايران منشاء و منبع غني ترين و قديمي ترين تمدن هاي بشري بوده است. اما, متاسفانه و به دلايل گوناگون کشور ما نتوانسته به گونه مطلوبي خود را با تحولات دوران گذار از عصر کشاورزي به عصر صنعتي و از عصر صنعتي به عصر اطلاعات هماهنگ سازد و حاصل اين دو گذار براي ما فقر اقتصادي و اطلاعاتي بوده است, علي رغم اين موضوع و با توجه به مشکلات فراوان مردم کشور ما براي دست يابي به اطلاعات و سواد تکنولوژيک داشته و دارند, امروزه با دو معضل بزرگ به نام فرار مغزها و فرار ژن ها مواجه است. معضلي که در اثر سيطره بي حد و حصر کشورهاي پيشرو و توسعه يافته در صنعت و فناوري بروز پيدا کرده است.

شاهد هستيد که هر سال بسياري از نخبگان علمي کشورمان توسط دانشگاهها و شرکت هاي آمريکايي و اروپايي جذب مي شوند و اين يعني از دست رفتن سرمايه هاي مادي و معنوي فراواني که آثار و تبعات آن در حال و آينده گريبان گير ما خواهد شد.

اعتقاد بر اين است که ادامه اين روند منجر به تخليه کشور  از ژن هاي نخبه خواهد شد و نتايج آن در نسل هاي آينده بروز خواهد کرد روندي که با توسعه فناوري اطلاعات شدت بيشتري گرفته است و باعث تسلط هر چه بيشتر کشورهاي توسعه يافته بر کشور در حال توسعه ما خواهد شد.

دولت ها به عنوان بزرگترين ساختارهاي اجتماعي و اقتصادي در کشورهاي جهان سومي بايد برنامه ها و راهکارهاي مناسبي براي کنترل روند رو به رشد فرار مغزها و ژن ها به کشورهاي توسعه يافته ارائه کنند.

بنا بر آمار اعلام شده از سوي بانک جهانی سالانه ۳۰۰ هزار نفر که بيشتر آنها نيز شامل افراد تحصيلکرده و کارگران ماهر می باشند از ايران به خارج مهاجرت می کنند و ايران از لحاظ فرار مغزها در رتبه پانزدهم جهان قرار دارد. شرايط سخت مهاجرت در کشورهاي اروپايي و آمريکايي باعث شده است که آنها در يک اقدام خودآگاه فقط دو دسته از افراد را دستچين کنند و به آنها اجازه اقامت و زندگي در کشورشان را بدهند.

اين افراد نيز کساني هستند که کمترين ريسک اقتصادي و امنيتي را براي آنها به همراه داشته باشند. که شامل افراد تحصيلکرده و ثروتمند هستند.

در گزارش منتشر شده از سوی بانک جهانی با عنوان؛مهاجرت بين المللی و فرار مغزها؛ تعداد افرادی که در طی سالهای گذشته از ايران خارج شده اند بالغ بر ۳۰۰ هزار نفر در سال عنوان شده است. بر اساس اين گزارش جمهوری اسلامی ايران از نظر مهاجرت اتباع خود به خارج از کشور در جايگاه پانزدهم جهان قرار گرفته است. سه کشور انگليس - فیلیپين و هند به ترتيب در رتبه های اول تا سوم جهان از نظر حجم مهاجرت اتباع خود به خارج قرار گرفته اند.  تعداد مهاجر از اين سه کشور به ترتيب ۴۴/۱ و ۱۲/۱ و ۰۳/۱ ميليون نفر در سال عنوان شده است. اين گزارش حاکی است که ۵۸ ٪ از کل ايرانی های مهاجر که معادل ۱۷۰ هزار نفر در سال می شوند افراد تحصيلکرده ای هستند که برای ادامه تحصيلات و يا جست وجوی شرايط بهتر برای زندگی خود به خارج مهاجرت می کنند. ايالات متحده امريکا و اتحاديه اروپا مراکز مهم جذب مهاجران ايرانی هستند. از کل مهاجران ايرانی ۴۵٪ آنها وارد ايالات متحده می شوند و بقيه به ديگر نقاط جهان مهاجرت می کنند. اين گزارش حاکيست که تنها ۳۴٪ از ايرانيان تحصيلکرده ای که با مدرک ليسانس به خارج مهاجرت می کنند می توانند شغلی متناسب با تحصيلات و در شان خود پيدا کنند در حاليکه مهاجران هندی و هنگ کنگی و ايرلندی از جمله موفقترين مهاجران جهان هستند.

آمار ها نشان مي دهند در سال 1382،تعداد ۰۰۰/۲۴۰ ايرانی دارای تحصيلات دانشگاهی در امريکا زندگی می کردندو ۱۸۲۶ عضو هيئت علمی تمام وقت ايرانی در امريکا و کانادا تدريس مي کردند. در حاليکه طبق آمار تا سال ۱۳۷۵ جمع استادان و دانشياران حاضر در ايران فقط ۲۲۰۰ نفر بود و جمع استادياران حاضر در ايران ۶۰۰۰ نفر بود. ۶۰۰۰ پزشک ايرانی و ۳۰۰۰ دانشجوی پزشکی ايرانی در امريکا زندگی می کردند.
در سال
۱۳۸۰ درآمد ساليانه کشور از محل صادرات نفت ۲/۱۶ ميليارد دلار اعلام شده بود در حاليکه ضرر ناشی از خروج مغز ها از کشور ۳۸ ميليارد دلار برآورد شده بود. در سال ۷۸ بطور قانونی ۵۴۷۵ فرد دارای درجه دکترا و فوق ليسانس از کشور مهاجرت کردند يعنی روزی ۱۵ نفر. بنا بر آمار اعلام شده در سال 1379 تعداد 250.000 نفر فارغ التحصيل دانشگاهی ايران را ترک کرده اند. بودجه سال ۱۳۸۲ کشور رقم 96.000 ميليارد تومان بود و از سال ۱۳۵۸ تا انتهای ۱۳۸۱ اعلام شد که ۵۰۰ ميليارد دلار نفت فروخته شده است.
 در سال
۱۳۸۴ صندوق بين المللی پول اعلام کرد:

کره جنوبی - فيلیپين - چين تایپه و ايران اولين کشورهای دنيا از نظر فرار مغزها هستند. در ايران سالانه 150.000 تا 180.000 نفر با تحصيلات دانشگاهی از کشور خارج می شند که معادل خروج ۱۱ ميليارد دلار سرمايه از کشور است.


با توجه به آمار ذکر شده مي توان پي به اهميت بحران و شايد اتفاق خطرناک تاريخی بزرگی که در آينده نه چندان دور گريبان فرزندان و نسل های بعد ما را خواهد گرفت، برد.

خروج بی سر و صدای هزاران تحصيلکرده و نخبه ايرانی غير از ضرر های جبران ناپذير مادی زمينه ای را برای پديده خطرناک فرار ژن ها فراهم می کند يعنی با خروج هر نخبه ايرانی از کشور اولين ضربه اي که به کشور مي خورد از بعد اقتصادي خواهد بود چرا که تمام سرمايه گذاري هاي مادي در طول بيست و پنج سال و امکان استفاده از دانش وي در سال هاي بعدي از بين مي رود، اما در آينده با ماندگار شدن نخبگان در اروپا و آمريکا و کانادا(که عاشقانه برای جوانان و متفکرين ما آغوش گشوده اند) و ادامه تحصيل و کار و با لمس شرايط خوب زندگي معمول در اين کشور ها براي اين قشر از افراد و ازدواج آنها يا نسل هاي بعدي آنها با زنان و مردان کشورهاي مقصد ژن نبوغ خود را به راحتی به يک دو رگه منتقل می کنند و اين ژن بعد از دو يا سه نسل به يک انسان تمام غربی منتقل می شود و به همين سادگی اتفاقی که من از آن به بمب ژنی ياد می کنم خواهد افتاد. بمبي که اکنون منفجر شده است اما صداي آن را نسل هاي بعدي خواهند شنيد.

جوامع نخبه هر روزه به علم، فن، صنعت و توليد جديدي دست مي‌يابند و ديگر كشورهاي دنيا به دليل نياز به آن علوم، فنون، صنايع و توليدات جديد، ناگزير بايد هزينه لازم را پرداخت كرده و فرهنگ كشورهاي نخبه را كه با علوم، فنون و صنايع و توليدات آنها همراه است نيز بالاجبار بپذيرند، زيرا فرهنگ جديد و نو نيز با توليد علم و فن جديد حاصل مي‌شود؛ يعني محصول فيزيكي و توليدي حاصل از علم و تكنولوژي جديد به همراه خود، فرهنگ استفاده جديد را نيز متولد مي‌كند.به عبارت ديگر كالهاي توليدي هر كشور بر اساس فرهنگ همان كشور توليد مي‌شود. لذا هر كشوري با صدور كالاهاي خود به ديگر كشورها، فرهنگ خويش را نيز صادر نموده و به مرور زمان فرهنگ ديگر كشورها را با فرهنگ خويش جايگزين مي‌نمايد و در نهايت كشورهاي نخبه گريز به دليل نياز و وابستگي هميشگي، خدمتكار اين كشورها مي‌شوند.

افراد نخبه به علت توانايي بالا در توليد ايده، دانش، علم، فن، فناوري و صنعت جديد هميشه زمينه ساز حرکت و پويايي  اقتصاد و خالق فرصت‌هاي شغلي جديد براي جامعه خود هستند. البته اين موضوع در کشورهايي اتفاق مي افتد که از اقتصاد سالم و ساختار هدفمندي براي مديريت نيروي انساني برخوردار باشد و توانايي حفظ و حتي جذب دوباره نيروهاي از دست رفته را داشته باشد . به عقيده کارشناسان بهترين و مطمئن ترين نقطه براي سرمايه‌گذاري در خصوص اشتغال و رفع معضل بيكاري در بلند مدت، توجه ويژه به نخبگان، دانشمندان و انديشمندان جامعه است تا با توليد علم، فن، تكنولوژي و صنعت جديد، فرصت‌هاي شغلي بر گرفته از علم و صنعت داخلي را براي كشور ايجاد كنند. ساده ترين راه حل براي رسيدن به چنين امکاني فراهم کردن محيطي مساعد براي فعاليت علمي، تحقيقاتي و پژوهشي و همچنين به کار گيري نخبگان در لايه هاي مشاوره اي و مديريتي سطح بالاي کشور است. رفع تبعيض ها و بي عدالتي ها در گزينش نيروها و حمايت مادي مناسب و تشويق و ترغيب نخبگان به انجام کارهاي بزرگ و تاثيرگذار مي تواند اقدامات موثر بعدي در جلوگيري از فرار ژن ها باشد.

متاسفانه روندي که در سال هاي اخير در کشور با آن مواجه بوده ايم به علت عدم مديريت صحيح در توزيع نيروي تحصيل کرده در بازار کار تقويتي بوده است و از سوي نهادهاي دولتي و خصوصي بسياري موقعيت هاي شغلي در کشورهايي مثل استراليا و... تبليغ مي شوند.

پايين رفتن ارزش تحصيل در کشور به علت مشکلات اقتصادي عديده از يک سو و همچنين گرايش عجيب دانشگاه هاي دولتي به جذب دانشجويان بر اساس شهريه هاي بالا موجب از بين رفتن جايگاه واقعي علم و تحصيل در کشور شده است اين دو پديده جالب نيز که حاصل ضعف هاي بيشمار ساختار سنتي آموزش در کشور مي باشد باعث شده اند تا وضعيت کشور از نظر عدم پرورش مناسب استعداد ها و همچنين تسريع خروج منابع انساني نخبه به حالت بحراني برسد.

اصول آينده نگري و ميهن انديشي ايجاب مي کند تا همه کساني که دلشان براي ايران و آينده آن مي سوزد در اين مورد به تفکر بنشينند و تلاش کنند تا اين موج منفي به مثبت تبديل شود و زمينه بازگشت سرمايه هاي علمي و در نهايت اقتصادي به وطن فراهم شود.

اين موضوع در قالب بيانيه اي از سوي فعالان جامعه مدني ايران در اجلاس منطقه اي جامعه اطلاعاتي آسيا و اقيانوسيه که در تهران برگزار گرديد مورد اشاره قرار گرفت و حمايت و توجه اکثر کشور هاي آسيايي را درپي داشت.