مديريت زمان" مديريت بهينه برنامه‌ها و فعاليت‌هايي است كه در بستر زمان صورت مي‌پذيرد و با فراگيري آموزه‌هاي "مديريت زمان"، به مديريت شخصي در ارتباط با زندگي فردي و سازمان دست مي‌يابيم. به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بلاگر "مديران برتر" به نشاني http://www.manager-d107.blogfa.com  در باره‌ي‌ مديريت زمان، با آوردن اين جمله كه "نفت هرچه باشد طلا نيست!" نوشته است: شايد فكركنيد، مي‌خواهيم شوخي كنيم. زيرا از قديم به ما عكس اين مطلب را گفته‌اند! و ادبيات ايراني پر است از سخنان نغز و دلنشيني كه نسبت به ارزش و قدر و منزلت وقت بيان داشته‌اند. آري، من هم با شما موافقم ولي شايد توجه كرده باشيد كه متأسفانه اين گفتارها، چندان در نحوه زندگي مردم ما تأثير نكرده است! اين بلاگر ادامه داده است: اشتباه نكنيد! اين بار قرار نيست با مقاله اي از سري بحث‌هاي آسيب شناسي اجتماعي مواجه شويد! بلكه روي سخن با شما خواننده عزيز است كه به قدرت عظيم و سرمايه گران‌بهايي كه در وجودتان نهاده شده، واقفيد. بر اين اساس اگر وقت و زمان، گرانبهاست، به خاطر ارزشمند بودن انسان است و الا چگونه مي‌تواند به خودي خود ارزشمند باشد؟ در اين صورت با ما موافق خواهيد بود اگر بگوييم: اي انسان! وقت طلا نيست؛
تو گران‌بهاتريني
...
در ادامه مي‌خوانيد:‌ در اينجا مي‌خواهيم با مفهوم
صحيح "مديريت زمان" آشنا شويم كه مقصود از آن مديريت بر زمان نيست؛ بلكه مقصود مديريت بهينه برنامه‌ها و فعاليت‌هايي است كه در بستر زمان صورت مي‌پذيرد. بر اين اساس با فراگيري آموزه‌هاي "مديريت زمان" به مديريت شخصي(Self Management ) در ارتباط با زندگي فردي و سازمان دست مي‌يابيم. بنابراين رويكرد، "زمان" عاملي است با قابليت انعطاف نامحدود براي دسته‌بندي بهينه فعاليت‌ها كه مي‌تواند در خدمت افزايش توانمندي انسان قرار گيرد.  اين بلاگر با طرح اين پرسش كه " چند بار در طول زندگي احساس كمبود وقت كرده و آرزو كرده‌ايد كه اي كاش در هر روز بجاي 24 ساعت، 48 ساعت وقت مي‌داشتيد؟" ادامه داده است:‌ حال، اگر به شما بگويند آرزوي شما برآورده شده، چه احساسي خواهيد داشت؟ كليد تحقق اين آرزوي شما در آموزه‌هاي علم مديريت زمان است! اين علم به شما مي‌آموزد كه چگونه مي‌توانيد بخشي از اوقات خود را آزاد كنيد؛ دقيقاً مثل موقعي كه با كمبود فضا مواجهيم و با يك مديريت صحيح نسبت به لوازم و اشيا به فضايي باز دست مي‌يابيم! يعني همان عملي كه در شركت‌هاي بزرگ موجب ميليون‌ها دلار صرفه‌جويي و سود مي‌شود!

در اين نوشته آمده است: يكي از مهم‌ترين مسايل انسان در هر شرايطي، هر سن و سالي و با هر مذهب و اعتقادي، مساله "موفقيت" (Success) است. تمام دانشمندان و محققان نيز در تلاشند تا انسان را در موضوعات مختلف ياري رسانند تا بتواند مسايل مختلف خود را حل كند. تازه خودشان نيز در اين تلاش علمي و تحقيقي به دنبال كسب موفقيتند!  بر اساس اين نوشته، اولين نكته‌اي كه بايد در اين خصوص توجه كنيم اين است كه موفقيت تابع فرآيند است: (Process of Success) و ما بايد اركان اين فرآيند را در يك تحقيق جامع و گسترده در زندگي شخصي و سازماني خود به دست آوريم. نكته دوم به تعريف موفقيت مربوط مي شود: "موفقيت عبارت است از نيل رضايت‌مندانه به اهداف از پيش تعيين شده در زمان معين". بر اساس اين تعريف، اگر در زندگي خود هدفي نداشته باشيم، موفقيتي هم نخواهيم داشت و به قول يك مثل غربي، باد موافق براي كشتي بدون مقصد بي معناست! در گام دوم بر اساس يك تحليل علمي بايد فاصله خود تا اهدافمان را تعيين و مسيري كه ما را به وضعيت مطلوب مي رساند، شناسايي كنيم.

اين بلاگر نوشته است: اينك بايد توجه داشيته باشيم يكي از عواملي كه موجبات رضايت ما را درفرآيند موفقيت تامين مي كند، مساله "زمان" تحقق هدف است. پس بايد با طراحي يك برنامه زمان بندي شده زمان دقيق تحقق اهدافمان را به دست آوريم و از اينجاست كه پاي مديريت زمان در فرآيند موفقيت به ميان مي‌آيد. به كارگيري آموزه‌هاي اين علم موجب مي‌شود كه ما زمان كافي براي پرداختن به برنامه هاي خود به دست آوريم تا به موقع و با هزينه معقول اهدافمان را محقق كنيم.  در ادامه مي‌خوانيد: مهمترين اصل در اين ميان، اولويت بخشيدن به فعاليت‌ها و تقسيم آنها به امور فوري و ضروري است كه در اين صورت امور غيرفوري و غيرضروري خود به خود از زندگي ما حذف مي شوند. همچنين در طراحي يك برنامه مناسب، با توجه به رسالت و بينشي كه براي خود تعيين مي كنيم، اولاً نيازمند انتخاب و ثانياً اتخاذ تصميمات استراتژيك هستيم. آموزه هاي علم مديريت استراتژيك نيز از اينجا وارد فرآيند موفقيت مي‌شود و ده‌ها تئوري و روش و شيوه ارايه مي‌دهد تا برنامه‌اي كه مسير ما را به سوي اهدافمان تعيين مي كند، كار آمدتر شود.  اين بلاگر نوشته است:‌ پس از تعيين هدف و تعيين مسير بر اساس طراحي يك برنامه زمان بندي شده با استفاده از تكنيك‌هاي مختلف برنامه‌ريزي، نوبت به اجراي برنامه مي‌رسد كه خود محل بحث ده‌ها تئوري و روش اجرايي است. اما يك نكته كليدي در اين مرحله اين است كه در حين اجرا و پس از هر دوره زماني، بايد دست‌آوردهاي خود را ارزيابي و نتيجه‌ي آن را در برنامه اعمال كنيم. اين امر موجبات تصحيح رفتار خود و برنامه هايمان را فراهم مي‌كند كه در نتيجه اجراي آنها، قله اهدافمان فتح گردد. در ادامه آمده است: اينك با بررسي دقيق فرآيند موفقيت، به يك نتيجه بسيار مهم و اساسي دست مي‌يابيم و آن اينكه با انجام همه اين فعاليت‌ها و در واقع با اعمال مديريت شخصي به بخشي از توانمندي‌هاي بيكران خويش مي‌رسيم و با تحقق اهدافمان، گوهر گرانبهاي خود را در بستر شيرين "موفقيت" مي يابيم! ...