فرنود حسني

www.Farnood.com

mail@Farnood.com

يکي از مسائل اساسي در توسعه فناوري در هر جامعه اي، ايجاد پيش زمنيه هاي مناسب فکري و فرهنگي براي پذيرش آگاهانه و مطابق با نياز آن فناوري است. رويکرد فرهنگ سازي براي کاربري و توسعه فناوري نه تنها از بعد عمومي جاي تامل و کار بسيار دارد بلکه از جنبه مديريت کلان جامعه نيز نيازمند توجه و فراگيري و توسعه است. چرا که در عصر فناوري اطلاعات چهارچوب فرهنگ ها مبتني بر الگوهاي تعاملي شکل مي گيرد و مي توان آن را از بعد بالا به پايين و پايين به بالا بررسي کرد.

کشور ما نيز در سال هاي اخير از رشد و  توسعه بسيار سريع فناوري هاي گوناگون اطلاعاتي و ارتباطي بي نصيب  نبوده است و خواسته و ناخواسته از مواهب فناوري هاي وارداتي بهره مند شده است که در نتيجه اين مسئله طبيعتا با چالش هايي نيز مواجه گشته است که باعث شده ما هيچ گاه نتوانيم از فناوري هاي روز دنيا چنان که بايد و شايد استفاده اصولي و عمومي نماييم و در نتيجه فناوري يا در حوزه نخبگان باقي مانده يا به مصارف غيرمعقول و گاه زيرزميني ختم شده است.

در چنين شرايطي مي توان موضوع را از دو جنبه مورد کند و کاو قرار دارد، اولي از بعد مديريت کلان اجتماعي است که در اختيار دولت و سياست گذاران فرهنگي است و ويژگي آن مقابله با ورود فناوري و کاربرد آن تا رسيدن به درجه اي از اطمينان و منافع تاييد شده است که نمونه آن در بحث هاي چالش برانگيزي همچون استفاده از ويدئو در سالهاي دهه 60، ماهواره در سالهاي دهه 70 و اينترنت در سالهاي دهه 80 ملموس است و دومي از بعد عمومي- اجتماعي است که به علت عدم توسعه مناسب فرهنگي- آموزشي هر گونه فناوري در بدو ورود به کشور به صورت صحيح يا کامل مورد استفاده قرار نمي گيرد و در نتيجه تاثير مورد انتظار و مطلوب که مطابق با استانداردهاي بين المللي است اتفاق نمي افتد.

در خبرها مي خوانيم که به زودي قريب به پانزده ميليون ايراني تلفن همراه خواهند داشت يا نزديک به ده ميليون نفر به اينترنت دسترسي پيدا خواهند کرد يا مردم ايران براي تبريک يک مناسبت چندين ميليون پيام کوتاه ارسال کرده اند و يا ايران به يکي از بزرگترين بازارهاي تلفن همراه آسيا تبديل شده است . اين خبرها نمونه اي از گزارشهاي کمي است که مديران مختلف براي تشريح فعاليت هاي خود از آنها استفاده مي کنند اما هيچگاه در گزارش هاي ايشان اطلاعاتي مبني بر تاثير مثبت(يا منفي) استفاده از اين فناوري بر پيکره اقتصادي و اجتماعي و از همه مهمتر فرهنگي کشور ارائه نشده است.

آيا توسعه شبکه تلفن همراه تا 15ميليون خط يا توسعه دسترسي به اينترنت تا مرز ده ميليون (يا بيشتر)مي تواند نويد کاهش سفرهاي غير ضروري شهري باشد؟ آيا باعث افزايش اطلاع رساني و کارايي اقتصادي سازمان ها و شرکت هاي دولتي و خصوصي کشور شده است؟آيا توسعه فناوري به کمک اشتغالزايي آمده است؟آيا...؟ اين پرسش هاي بي پاسخ شرايط را به گونه اي فراهم مي کند که مثلاً امروز پس از چند سال هنوز هيچ مسئولي خود را پاسخگوي کيفيت نامطلوب تلفن همراه کشور نمي داند و مردم مدام بايد منتظر وعده هاي متعدد ايشان باشند.

بنابراين مي توان استنباط کرد که کليد توسعه فرهنگي هر فناوري در رسيدن مردم و دولت به تعامل دو سويه است با اين ديدگاه که دولت در ارائه و توسعه فناوري به مردم با ديد کلان و بر اساس نيازهاي جامعه اقدام کند و پيش از توسعه فناوري به ابعاد آموزشي و کاربري آن بپردازد و مردم نيز فناوري را به مثابه يک نياز گزينش و بهره برداري کنند نه به عنوان يک ابزار تجملي و مد روز، که در واقع اين بزرگترين آفت توسعه فناوري( بدون کار فرهنگي) در ايران است.