نوشته شده توسط: فرنود حسنی       تماس با سردبیر: manager_ict@yahoo.com                تاریخ ارسال: 2 مهر 1383

 

اگرظرف یکسال گذشته به  نشریات یا پایگاههای  اینترنتی فارسی که به موضوع فناوری ارتباطات و اطلاعات می پردازند نگاهی انداخته باشیم بدون شک با  اخبار و گزارشهای فراوانی پیرامون طرحی به نام" تکفا" مواجه خواهیم شد. تکفا یا همان به اصطلاح طرح توسعه کاریرد فناوری اطلاعات که در ظاهر امر طرحی بسیار اثرگذار و عمیق جلوه می نماید این روزها دچار آشفتگی های بسیاری است. هدف اساسی در این طرح توسعه همه جانبه کشور در زمینه ICT است که در نهایت زمینه ساز توسعه پایدارخواهد بود.اما آیا به راستی کشور ما ظرفیتها و قابلیتهای پذیرش این طرح را داراست؟ آیا ساختار فرهنگی کشور منطبق بر تفکرات طراحان تکفا است؟ وآیا مدیریت کلان کشوری که قسمت اعظم ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و آموزشی آن دولتی است توانایی هضم و تعامل با اینچنین طرحی را دارد؟

شاید آنچه ما از تکفا یا هر طرح دیگری برای توسعه ICT انتظار داریم بسیاربیشتر از ظرفیتهای آن است اما وقتی با توانمندی ها و استعداد های نهان و آشکاری که در میان جوانان با انگیزه ایرانی مواجه می شویم این انتظار را نمی توان متوقعانه و بیش از حد انگاشت.

آگاهیم که ساختار و بدنه  کشور در عرصه های مختلف وابستگی بسیاری به دولت دارد و این بزرگترین معضل در راه توسعه و بستر سازی برای هر گونه پیشرفت و گسترش خلاقیت حداقل در زمینه پدیده به روز و در حال رشدی چون ICT  می باشد. همه روز از سراسر جهان اخباربسیاری از اختراعات جدیدی در دنیای ارتباطات و پیشرفتهای بسیاری در زمینه اطلاعات منتشر می شود بدون اینکه کشور ما در این بین جایگاهی داشته باشد . قطعاً ظهور ICT در ایران و یا هر کشور دیگری بدون توجه به مباحث و دیدگاههای اقتصادی نبوده است اما کشور ما با توجه به اقتصاد تک محصولی خود که اتکای ویژه به نفت دارد در هر دوره ای با توجه به شرایط و اوضاع  احوال موجود به سمتی خاص گرایش داشته فروش ارز، سکه، موبایل، اتومبیل،  آپارتمان سازی و... که به صورت موجی و دوره ای جامعه را فرا گرفته و پس از مدتی تب آن فروکش کرده و دچار رکود شدید شده همه و همه دلایل مشخص و مشترکی دارند و آن هم چیزی نیست به جز عدم مدیریت صحیح در سه بعد فرهنگی، علمی، اقتصادی که بتواند راهگشا و هدایت گر برنامه هایی اصولی و حساب شده یاشد. در کشورهایی  که اتکا شدیدی به ساختار دولتی وجود دارد معمولاً فرهنگ سازی و بستر سازی فرهنگی دریک جریان بالا به پایین صورت میگیرد اما در کشور ما هیچگاه اینگونه نبوده و مدیریت دولتی نتوانسته دیدگاه فرهنگی خود را به جامعه تزریق کند و این مسئله علی رغم در اختیار داشتن ابزارهای مناسبی چون صدا و سیما ارگانهای علمی-آموزشی و فرهنگی کشوراست.

آنچه اکنون جامعه ما را در استفاده همه جانبه از ابزارهای پدیده فناوری ارتباطات و اطلاعات رنج می دهد عدم توسعه یافتگی مدیریتی در ابعاد فرهنگی، علمی و اقتصادی  است.در جایگاهی که دولت از ظهور و ایجاد دولت الکترونیکی صحبت می کند و دولت الکترونیکی به ظاهر شعار محوری IT ایران قلمداد می شود چگونه و تاچه حدی می توان به این شعار امیدوار بود و دل بست آیا پدیده ای که این روزها بیشتر برای سازمانها و نهادهای دولتی ما غالباً به چشم به هم چشمی و مد روز بدل شده می تواند نقش موثری ایفا نماید آیا صرف متصل کردن حرفE به ابتدای هر کلمه ای می تواند ما را در توسعهICT در ایران یاری ببخشد؟

دلیل اینکه بسیاری از فعالیتها و طرح های دولتی تا کنون موفق نبوده اند یا نیمه کاره رها شده اند چیزی جز این نیست که دیدگاه مدیران برای طراحی و اجرای طرحها آینده نگرانه نبوده و صرفاً با حضور همان مدیر تعریف پذیر بوده و با تغییر مدیریت ها طرحها نیز دستخوش تحول و یا عدم پیگیری می شوند.

با این تفاسیراین سوال اساسی پیش می آید که واقعاً جایگاه مدیریت ایرانی در هدایت و راهبری صنعتIT ملی کجاست؟

 مشکلی که از دیر باز متوجه بدنه مدیریتی کشور ما بوده حضور سنتی یک عده در ساختار های مدیریتی کشور است. که هر از چند گاه به صورت چرخشی جای آنها تعویض می شود. بازخوانی هفت محور اصلی طرح تکفا نشان می دهد که ضامن توسعه و اجرای همه جانبه این طرح توجه جدی مدیران ارشد و رده بالای کشور به مسئله تکفاست که با توجه به ظواهر امر این موضوع تا حدودی غیر ممکن جلوه می کند.

اعتقاد نگارنده بر این است که توسعه ICT در بین مردم بسیار سریعتر و علاقمندانه تر صورت گرفته و خواهد گرفت اما با توجه به ظرفیتهای موجود در اختیار بخش خصوصی و مقایسه آنها با بخش دولتی انتظار به جایی است که برای ایجاد شتاب بیشتر در روند توسعه ICT در ایران بخش دولتی تلاش خود را برای یاری رساندن به بخش خصوصی صرف کند. دلایل این ادعا را می توان در موارد زیر مورد اشاره قرار داد.

 

1- به جرات می توان گفت بسیاری از مدیران کشورکه برنامه ریزی و تصمیم گیری در زمینه توسعهICT را برعهده دارند از دانش لازم در زمینه ICT بی بهره اند.

 

2- نظام دولتمدار مانع توسعه سریع و برنامه ریزی دقیق برای توسعهICT است.بسیاری از مدیران در چند ماهه اخیر تنها با شنیدن نامی از تکفا تلاش وسیع خود را برای جذب اعتبار و انجام یکی دوپروژه در زمینهICT کرده اند تا از قافله رقبا عقب نمانند و از این طریق سر پوشی بر نارسایی های مدیریتی خود بگذارند.

 

3- عدم توجه جدی به آموزش علمی و عملی مدیران باعث شده ایشان نتوانند زمینه کاربری مناسب بودجه ها را فراهم کند.

 

4- باید پذیرفت که نظام اداری کشور ما دچار بروکراسی است و از این رو در ارگان های دولتی توجه جدی برای توسعه علمی IT در بین کارمندان دولتی وجود ندارد و این موضوع نارسایی عمده در انتقال خدمات رسانی به مردم مبتنی بر فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی است.

 

5- آموزش های علمی و کلاسیک در زمنیه IT در کشور وجود ندارد و بیشتر دانش عمومی نسبت با IT از طریق آموزش های غیر اصولی ویا به صورت تجربی حاصل می شود. بسیاری از افرادی که در کلاسهای آموزشی مختلف شرکت می کنند بدون هدف خاصی و صرفاً برای گذراندن اوقات فراغت به این کلاسها می روند و  دلیل این امر چیزی جز عدم هدایت آینده نگرانه و نیاز سنجی شده نمی تواند باشد.

 

6- به علت عدم توسعه فرهنگی و علمی در نظام بخشی به مدیریت فناوری اطلاعات بسیاری از سرمایه های ملی به هدر می رود تا جایی که بسیاری از مدیران ارشد و مدیران میانی نمی دانند چه ابزاری و برای چه منظوری مناسب است.