مکاشفه در مانیفست های یک کارگزار روابط عمومی

همیشه ظاهر فریبنده و دلربای کار در روابط عمومی ها از این واحد کاری مدینه فاضله ای ساخته است که باعث می شود افراد زیادی تمایل به کار در آن و حداقل تجربه فضای آن را داشته باشند و کم هم نیستند افرادی که به همین واسطه خود را متخصص و کارشناس این شغل می دانند اما خوشبختانه یا شوربختانه این حوزه کاری چنان پیچیده و متنوع است که اولاً ادعای متخصص بودن در همه شاخه های آن امری خلاف واقع است و ثانیاً هر کار آن فراخور زمان و مکانش سرشار است از تجربه های جدید و جالب توجه است که برای انسان های مخاطره پذیر جذاب و دلنشین است. همیشه و همیشه گفته ام و خواهم گفت که حوزه روابط عمومی در ایران مظلوم واقع شده است و هیچگاه در شان و جایگاه واقعی اش مورد حمایت و ارزیابی قرار نگرفته است. در این مجال قصد دارم به عنوان یک کارگزار روابط عمومی که بخش عمده ای از عمر خود را صرف کسب تجربه و دانش آموزی در این زمینه کرده ام مانیفست ها و باورهایی را که نسبت به حوزه کاری خود دارم مطرح سازم و دیدگاه هایم را در خصوص جایگاه روابط عمومی در سازمان های ایرانی مورد اشاره و تحلیل قرار دهم.

روابط عمومی هنری فردی, کاری گروهی

روابط عمومی نامی دو سیلابی است که از دو بخش تشکیل شده است اولی بر ماهیت و دیگری بر حوزه کاری و اثرگذاری تاکید دارد و از این نظر نام کامل و با مسمایی است اما ذکر چند نکته در خصوص نحوه اثرگذاری و ریشه های آن خالی از لطف نیست. من اعتقاد دارم روابط عمومی از یک بعد ریشه در ذات و شخصیت کارگزارانش دارد که نحوه و شیوه به کارگیری آن برای دستیابی به رسالت ها و اهداف فردی و سازمانی می تواند در زمره هنرهای انسانی قرار گیرد و از بعد دیگر به دلیل ماهیت و ضرورت های کاری آن نیازمند رسیدن به الگوهایی مدرن و حرفه ای برای آمادگی انجام دادن سخت ترین کارها در قالب گروه و تیم است.

اصولاً, هیچگونه تصوری از یک مجموعه روابط عمومی حرفه ای بدون قابلیت انجام کار گروهی نمی توان داشت چرا که در روابط عمومی به قدری با تنوع و تعدد امور محوله مواجه هستیم که انجام دقیق آنها نیازمند به حضور فعال گروهی از متخصصان است که آشنا و متبحر به چندین تخصص کاری مختلف باشند. تصور کنید در فرآیند برگزاری یک جشن که برخی منابع علمی آیتم ها و موارد اجرایی آن را تا 160 مورد نام برده اند تا در نهایت, خروجی کار یک جشن آبرومند و خالی از اشکال باشد و چه کسی می داند که در لحظات پر شور و نشاط یک جشن وقتی همه مشغول لذت بردن از فضای شاد و تناول اطعمه و اشربه مهیا هستند در دل کارگزاران روابط عمومی چه می گذرد و آنها با چه استرسی مراسم را نظاره می کنند که مبادا سوی چراغی کم شود و طعم غذایی شور باشد.

 

 

سقوط تبلیغات, ظهور روابط عمومی

چند سال پیش بود که ال رایس و دخترش لورا با نگارش کتاب ارزشمند "سقوط تبلیغات, ظهور روابط عمومی" تحولی و به زعم من انقلابی در تاریخ روابط عمومی و جایگاه آن ایجاد کردند. این کتاب که به بازخوانی و تعریف مجدد روابط عمومی پرداخته است بارها در ایران منتشر شد و در سراسر دنیا نیز با استقبال بی نظیری مواجه شد و اثر بسیار زیادی را در دنیای کاری سازمان ها و نگاه آن به روابط عمومی ها گذاشت اما خوب آنقدر که انتظار می رفت در ایران اثرگذار نبود شاید این ضرب المثل ( فلانی عقلش به چشمش است) بلای جان ما روابط عمومی ها و شکل دهنده تفکری است که سعی می کند با استفاده از هزینه های بسیار و بمباران های تبلیغاتی پیام خود را انتقال دهد.

مروری بر کتاب ال رایس از نقش برجسته و با اهمیت روابط عمومی نه به عنوان آدم ها و تجهیزاتش بلکه به عنوان مفهوم و تفکر حاکم بر کلیه فرایند ها و اقداماتش سخن می گوید و بر لزوم پیاده سازی این تفکر به عنوان سازنده باورها و شکل دهنده افکار مردم نسبت به ماهیت, برتری های نسبی در بازار و جایگاه سازمان در اذهان عمومی تاکید می کند که شاید بتوان بحث تبلیغ دهان به دهان و جایگاه سازی را به عنوان دو شاخص عملکردی در اینچنین تفکری ذکر کرد.

با این توجیه و تفسیر باید اذعان کرد که در سازمانی که بلوغ روابط عمومی پیدا کرده باشد کلیه پرسنل فعال در واحدهای صف و ستاد به عنوان انتقال دهنده این رویکرد سازمان عمل می کنند, نقش روابط عمومی پیدا می کنند و زمینه ارتقا و بهینه سازی سطح روابط سازمانی و مخاطبانش را در بالاترین حد استاندارد فراهم می آورند.

 

 

روابط عمومی هزینه یا سرمایه گذاری

عطف به نکته قبلی باید صراحتاً بپذیریم در بسیاری از سازمان های ایرانی به روابط عمومی به عنوانی نهادی هزینه زا نگاه می شود که خوب البته این نگرش در سال های اخیر با توسعه و رقابتی شدن بخش هایی از بازار اصلاح و بهینه شده است اما باید پذیرفت که تا رسیدن به مطلوب فاصله زیادی در پیش داریم و صد افسوس که روابط عمومی ها از این بخش همیشه ضربه های بزرگی را نوش جان کرده اند.

اگر نقبی سریع بر اهمیت و جایگاه توسعه ارتباطات و نقش آن در افزایش و اصلاح آگاهی عمومی داشته باشیم به خوبی قابل درک است که هر گونه اقدام موثر و پایداری در این زمینه نیازمند صرف هزینه هایی است که بی شک ارزش و ماهیت سرمایه گذاری دارند و به قولی جنس هزینه کردن در روابط عمومی از زمره کاشتن است که سازمان در آینده آثار و برکاتش را درو و خواهد کرد که در همین راستا اولین و مهمترین مساله نگاه مدیریت ارشد سازمان است که می تواند در شکل گیری این بینش موثر باشد.

بی شک این مدیران آینده نگر, تعالی گرا و مثبت اندیش هستند که فعالیت های روابط عمومی را سرمایه گذاری هایی ارزشمند برای آینده سازمان می دانند و به همین دلیل با حمایت های خود باعث رشد کمی و کیفی برنامه های روابط عمومی می شوند.

 

 

تنها, صدای مشتری است که می ماند.

مشتری به عنوان دوست, روح و انگیزه سازمان برای حرکت, تحول و خدمت بیشتر و بهتر از جایگاهی بسیار مهم و شایسته برخوردار است و بودنش مایه حیات و تعاملش مایه تداوم و دیدگاهش باعث بهبود سازمان است.

به اعتقاد من بلوغ سازمانی گذشته از بحث تجارب, منابع انسانی و توانمندی های اجرایی زمانی حاصل می شود که تکلیف مساله مشتری برای تک تک پرسنل سازمان روشن باشد و آنها از این مقوله تعریف روشن و ثابتی داشته باشند.

لذا بدیهی است که سازمان ها باید بیانیه ای مستند و مستدل برای شیوه نامه کاری و ارتباطی با مشتری و مخاطب تهیه و آن را به عنوان یک اصل حرفه ای از کارکنان طلب کنند. سازمانی موفق است که همیشه گوش شنوایی برای مشتریانش داشته باشد, یک گام جلوتر از نیازهای مشتریان را ببیند و محصولات و حدماتی جدید برای ایشان فراهم کند.

ضروری است سازمان ها برنامه فرآیندی مشخص و روشنی برای مواجه با انتقادها, پیشنهادها, پرسش ها, نظرسنجی, تقدیر پیش بینی و تهیه کنند و بدینوسیله احساس مورد توجه قرار گرفتن را به مشتری منتقل کنند.

 

روابط عمومی الکترونیکی

دنیای مدرن و متحول نیازمند استفاده از ابزارها و زیرساخت های زیادی برای بهره برداری در زندگی روزمره و کسب و کار است و روابط عمومی ها به عنوان واسطه های ارتباطی سازمان ها و مردم لازم است بر اساس بسترهای در دسترسی مخاطبانشان خود را مجهز به تجهیزات و فناوری های لازم برای تسهیل, تسریع و توسعه ارتباطات با مخاطبان کنند.

جهان آینده, دنیایی است که در آن مفهوم وب گسترده جهانی واقعیت و مفهومی دیگر پیدا می کند جهانی که در تلاش است دنیای مجازی را خلق کند و مفاهیمی را همچون وب اشیا را مطرح می کند. غفلت از این چنین دنیایی اشتباهی تاریخی است که جبران آن قطعا امکان پذیر نخواهد بود.

 

 

روابط عمومی انسان محور

اخلاق حرفه ای شعاری است که جز با تکیه بر اصل و ریشه و ماهیت روابط عمومی که همان محور قراردادن انسان به عنوان نقطه پرگار تمامی کارها و برنامه هاست حاصل نمی شود از این رو در دنیای حاضر که با گسترش ابزارهای ارتباطی انسان دچار تناقض رابطه شده است و هیچ کدام از تکنولوزی ها نتوانسته اند جای رابطه مستقیم انسان با انسان را بگیرند لازم است سازمان ها در گزینش و بهره برداری از شیوه ها و ابزارها ملاک و معیار خود را انسان قرار دهند.

شاید نمود واقعی این کلام را بتوان در گرایش عجیب انسان ها به برقراری ارتباط با یکدیگر از طریق شبکه های ارتباطی اینترنتی و توسعه عجیب شبکه های اجتماعی و اثرات فرامرزی آن عنوان کرد.

 

 

آینده و روابط عمومی

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان      هزار باده ناخورده در رگ تاک است هنوز!

...و این داستان همچنان ادامه خواهد داشت که تا جایی که روابط عمومی ها به واسطه دانش, تجربه, ابزار, سرمایه گذاری, دیدگاه و تلاش هایشان بتوانند به مرزهای و تکنیک های روابط عمومی چهره به چهره نزدیک شوند. حدی و سطحی که در آن ارتباط هر مخاطب با سازمان, ارتباطی سریع, بی واسطه, اثربخش و رضایتبخش است.


/ 0 نظر / 21 بازدید