مدیریت فناوری اطلاعات کماکان چالش اصلی IT در ایران

فرنود حسنی

حدود هفت سال پیش که مطالعات و تحقیقاتم را در زمینه مدیریت فناوری اطلاعات آغاز کردم و همزمان بود با اولین جرقه ها و سپس امواج توسعه جدی فناوری اطلاعات در کشور که به واسطه طرح هایی همچون تکفا رونق و هیجان زیادی در بازار فناوری اطلاعات به وجود آورد و البته همانطور که آن سال در افتتاحیه وبلاگ قدیمی مدیریت فناوری اطلاعات نوشتم گذرا و سطحی بودن این موج کاملا قابل پیش بیبنی بود و به راحتی می شد پیش بینی کرد که آن همه سر و صدا و دادو فریاد با شعار توسعه دانش محور جز حیف و میل میلیاردها ریال سرمایه مملکت نتیجه برای کشور به همراه نداشت چرا که علی رغم همه گزارش ها که مدیران آن زمان فناوری اطلاعات کشور در سمینارها و نشریات عرضه می کردند متاسفانه امروز شاهد اتفاق چشمگیری به نسبت پیشرفت فناوری, زمان و سرمایه گذاری انجام شده نیستیم.

هنوز در تجارت الکترونیک حرفی برای گفتن نداریم و هنوز دولت الکترونیک آنچنان که باید و شاید عرضه و اجرا نشده است و هزارو یک مورد و شاخص دیگر که باید جلوتر از امروزش می بود و نیست.

شاید آن روزها گره زدن دو مقوله مدیریت و فناوری اطلاعات و خلق یک دانش و رشته میان رشته ای در خیلی از اذهان پیچیده و بعضا غیر ضروری می آمد و داد سخن از این مقوله زدن در جایی که همه به دنبال خرید سخت افزار, راه اندازی دیتا سنتر, تولید نرم افزار ملی و رایانه ملی و... بودند خیلی خنده دار بود به خصوص که آن زمان شکاف بسیار بزرگی بین سطح دانش و تجربه مدیران پر سن و سال و جوان های تازه به عرصه آمده وجود داشت به گونه ای که دو گروه کاملا مشخص داشتیم افرادی که به واسطه سن و موقعیت و ...مدیرانی قدیمی و با ثبات بودند که فناوری اطلاعات نمی دانستند و جوانانی جویای نام و پر انگیزه و با سواد فراوان از دانش فناوری اطلاعات که فرصت کسب تجارب و مهارت های مدیریتی را نداشتند.

در چنین شرایطی اغلب دانشگاه های کشور هم از فقر استاد و متخصص در حوزه مدیریت فناوری اطلاعات رنج می بردند و این موضوع را به راحتی می شد از سیلابس های دانشگاهی حس کرد که وصله پینه ای عجله ای برای خلق یک رشته صورت گرفته است که در نهایت فارغ التحصیلانش نه فنی بودند و نه اجرایی.

باری تمام قصه به اینجا ختم نمی شد چرا که همین چالش ها و مسائل به مرور و با آغاز پروژه ها رخ نمایان کردند و پس از یکی, دو سالی شاهد شکست بسیاری از پروژه های فناوری اطلاعات کشور بودیم که باعث هدر رفتن سرمایه های بسیاری از کشور شد.

پروژه های که بعضا با آینده نگری و نیاز سنجی مناسبی طراحی و ساختار بندی نشده بودند و بیشتر آن ها نیز کپی برداری ها و فارسی سازی تجارب کشورهای اروپایی و آمریکایی بودند. این رویکرد های چالش برانگیز وقتی با ضعف عمومی جامعه فناوری اطلاعات در مهارت های مدیریتی فناوری اطلاعات همراه شد مزیدی بر علت گردید تا ثمره و نتیجه مناسبی عاید کشور نشود.

از جمله نمونه های جالب آن پروژه رایانه مالی بود که به یک طنز تبدیل شده بود و علت اصلی آن را دقیقا می توان در عدم شناخت مدیران چنین پروژه ای از وضعیت موجود و آینده بازار داخل و جهان برای ورود حساب شده و آینده نگرانه دانست.

به هر حال پس از گذشت آن سال های پر از اشتباه و سعی و خطا امروز به زمان و جایگاهی رسیده ایم که شاهد خروج اولین گروه های فارغ التحصیل از مقاطع کارشناسی, کارشناسی ارشد و دکتری در رشته ها و زیر شاخه های فناوری اطلاعات هستیم و لازم است این جامعه پر انرژی و جوان با مدیریتی صحیح به سمت و سوی استفاده عملی از دانش آموخته شده هدایت شوند و به مرور به پروژه های جدی و عملیاتی اضافه شوند تا به خوبی بتوانند فضای کار واقعی را لمس کنند و با تکیه بر زیرساخت های نرم افزاری, مخابراتی و سخت افزاری که خوب نسبت به گذشته قوی تر و بهتر هم شده اند بتوانند تکنیک ها, مدل ها و الگوهای کاربردی و معنا دار بین مفاهیم مدیریتی و ابزارهای فناوری اطلاعات را در فرآیندهای بهره برداری, خلق و توسعه به کار بندند.

امید نگارنده این است که تلفیق کاربردی این دو مقوله بتواند در توسعه بهتر و سریعتر, پایدارتر و البته عملی تر فناوری اطلاعات موثر باشد.

 

/ 0 نظر / 39 بازدید